ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٨
أفراد اين كشور است. يعنى أصل، بر مبناى زندگى كردن در اين نقطه است؛ حالا مىخواهى يهودى باش يا مسلمان! ميخواهى نصرانى باش يا مشرك! هر چه مىخواهى باش؛ أهل مملكت ايران كسى است كه داخل اين مرز زندگى كند. در حاليكه اين صد در صد خلاف نظر إسلام است.
مرز إسلام عقيده است، و خاك مسلمان محترم است
إسلام، مرز را عقيدة إسلامى مىداند و بس؛ ولى مىگويد: هر كس كه مسلمان باشد و بسوى كشور إسلام هجرت كرده و در آنجا زندگى كند جزء أفراد كشور إسلام است؛ و أفرادى كه خارج از مملكت إسلامى باشند جزء كشور إسلام نيستند، و لو مسلمان باشند؛ أفرادى هم كه در داخل كشور إسلامى هستند و إسلام را نپذيرفتهاند، آنها در ذمّة إسلامند و حقوقشان نيز با مسلمانها دو حقوق متفاوت است. آنها بايد كارت شناسائى و ورقة هويّت داشته باشند تا اينكه مردم و دولت، آنها را بشناسند؛ و آنان بايد به دولت إسلامى جزيه بپردازند. إسلام هم در برابر آن، بايستى به آنها كمك كرده و آنان را به إسلام دعوت نمايد و قلب آنها را به إسلام متمايل كند، تا اينكه كم كم آنها هم مسلمان شوند.
غالب أفرادى هم كه مسلمان شدهاند بواسطه همين تبليغات تدريجى مسلمانها و نگهدارى و مواظبت آنها در حكومت خود بوده است.
إسلام، مرز را فقط مرز إسلام و عقيدة به آن مىداند. لهذا اين حدودى كه رؤساى غير متعهّد به إسلام براى كشورها معيّن كردهاند، حدود و مرزهاى ناصحيح جعلى و اعتبارى است.
مرز إسلام آنجائى است كه حكومت إسلام در آنجا بر قرار است؛ و هر جا حكومت إسلام بر قرار است مرز إسلام است. آنوقت آن خاك هم به بركت آن حكومت محترم شمرده مىشود. بنابراين، مرز إسلام همان عقيده است؛ و يك نفر مسلمان در مغرب عالم با يك نفر مسلمان در مشرق عالم، چون هم عقيده هستند در مرز مشترك إسلام قرار دارند؛ و آن خاكى هم كه اين