ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٧
شخص ديگر و بنده ديگر و رئيسى ديگر و شاه حاكمى به غير حقّ إطاعت كند، او قلب خود را متوجّه عالم اعتبار و پندار و شرك و دوئيّت و ظلم و ستم نموده است؛ و إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ. ذيل آيه ١٣، از سوره ٣١: لقمان
پس هر بندهاى كه يكى از بندگان خدا را عبادت كند و قلبش متوجّه او باشد، از عالم توحيد خارج شده است. پيغمبر آمده است تا اينكه قلبها را از عبادت بندگان خدا بيرون بياورد و به عبادت خدا سوق بدهد، و بگويد خدا را عبادت كنيد (هم عبادت در مرحلة طاعت و هم عبادت در مرحلة عمل). و لذا بدنبالش مىفرمايد:
وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إلَى عُهُودِهِ
؛ إنسانها را از پيمانهاى بندگان خارج كند و در عهد خدا وارد نمايد. يعنى از تمام تعهّدات و قرار دادهائى كه بندگان خدا با غير خدا مىبندند و بر أساس آن معاهدات، خود را برده و غلام و كنيز آنان مىپندارند، و آنها را آمر و مسيطر و خود را مأمور و ذليل و بيچاره مىدانند رها سازد؛ و خدايان و خدايگان دروغين را از بين برده، خداى حقيقى و واقعى را بجاى آنان قرار دهد.
و پنجم
مگر در زمان طاغوت به شاه ستمگر و جبّار خدايگان نمىگفتند؟! در محاكم نظامى كه تشكيل مىدادند، عبارتى را كه با آن كار را شروع مىكردند اين بود: بنام خدايگان، شاهنشاه آريامهر! و عجيب اينست كه امروزه بعد از هزار و چهارصد سال با وجود تعليماتى اينچنين از پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم، و دستوراتى از أمير المؤمنين عليه السّلام، و اينهمه خطبهها و فريادها، باز هم سخن از خدايگان، آريامهر است! و اين خيلى عجيب است كه اگر پروردگار، اين إنسان را قدرى رها كند دو مرتبه به همان عناوين فرعونيّت و نمروديّت و شيطانيّت باز مىگردد.
همين مسائل است كه بنحو أعلى و أتمّ در ميان مردم بروز و ظهور مىكند. در حالى كه اين بيچارگان و مسكينان كه دروازه تمدّن بزرگ را براى ملّتها