ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٩
إنسان فقط خداست. هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ صدر آيه ٤٤، از سوره ١٨: الكهف. فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ قسمتى از آيه ١٣٩، از سوره ٤: النّسآء. اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ صدر آيه ٢٥٧، از سوره ٢: البقرة. أمّا كسانى كه كافر شدند أوليائشان طاغوت است و طاغوت هم پيوسته اينها را از نور به ظلمت مىبرد؛ و لازمه ظلمت، عفونت و كثافت و پليدى و خباثت و تعفّن است؛ أمّا لازمه نور، بهجت و فرح و سرور و بينش و بصيرت مىباشد.
آن بندگانى كه از ظلمت به نور گرايش پيدا مىكنند و در تحت ولايت پروردگار در مىآيند، داراى سعه صدر و إراده قوىّ و صاحب نيّت و اختيار متين مىشوند؛ بنحوى كه اگر تمام عالم زير و رو گردد، قلب آنها متزلزل نمىشود.
پس وظيفه پيامبر آنست كه از مردمى آنچنان، إنسانهائى اينچنين بسازد! تشكيل حكومت پيغمبر و بعثت آنحضرت براى اينست كه همه أفراد را به بندگى خدا بكشاند؛ و از عبادت سائر بندگان به عبادت خدا، و از عهود سائر بندگان به عهد خدا، و از طاعت سائر بندگان به طاعت خدا، و از ولايت سائر بندگان به ولايت خدا در آورد.
وقتى وظيفه پيغمبر اينچنين شد، وظيفه آن كسانى كه بعنوان رياست و إمارت و حكومت بر مسلمين مسلّطند و بر أساس ولايت پيغمبر قدم بر مىدارند، أيضاً اينطور است.
پس آنها نمىتوانند فقط به آبادانى ظاهرى اكتفا كنند و تنها مردم را از مشكلات زندگى خلاص نمايند، تا اينكه آنها به يكديگر إيراد و إشكالى نداشته باشند و همه أفراد مجتمع در يك سطح از آرامش فكرى زندگى كنند؛ اين كافى نيست. ولىّ فقيه بايد اهتمام داشته باشد كه مردم را بسوى خدا دعوت كند. هم جماعتها و هم أفراد آنها را؛ هم اجتماعات و تشكيلات مساجد و هم يك يك