ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٧
«هارون گفت: دليل شما بر اين مطلب چيست
»!؟ فَقُلْتُ:
قَوْلُ اللَهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالى
: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا».
وَ إنَّ عَمِّىَ الْعَبَّاسَ لَمْ يُهَاجِرْ!
«حضرت مىفرمايد من به هرون گفتم: گفتار خداوند تبارك و تعالى شاهد و حجّت بر اين مدّعى است كه مىفرمايد: كسانيكه إيمان آوردهاند و هجرت نكردهاند، هيچگونه ولايتى بر شما ندارند تا اينكه هجرت كنند؛ و عموى من عبّاس هجرت نكرد
». فَقَالَ إنِّى سَآئِلُكَ: هَلْ أَفْتَيْتَ بِذَلِكَ أَحَدًا مِنْ أَعْدَآئِنَا؟ أَمْ أَخْبَرْتَ أَحَدًا مِنَ الْفُقَهَآء فِى هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ بِشَىْءٍ؟!
«هارون به من گفت: من يك چيز از تو سؤال مىكنم: آيا اين مسألهاى را كه اكنون براى من بيان كردى، تا بحال به كسى از دشمنان ما خبر دادهاى؟! يا براى بعضى از فقهاء، اين مسأله و اين مطلب را بازگو كردهاى، و آنان را از دليل مسأله مطّلع نمودهاى
»!؟ فَقُلْتُ:
اللَهُمَّ لَا! وَ مَا سَأَلَنِى إلَّا أَمِيرُالْمُؤْمِنِين
! الحديث.[١]
«گفتم: نه! خدايا تو شاهدى كه من به كسى خبر ندادم، و نگفتم؛ و از اين مسأله كسى از من سؤال نكرده است مگر أمير المؤمنين هرون الرّشيد!»
شاهد در اين است كه: حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام هم در اينجا بر أساس آيه مباركة: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ، استدلال كردهاند بر عدم وارثيّت عبّاس از رسول خدا؛ بجهت اينكه او هجرت نكرده بود. بنابراين، ولايت در اينجا شامل معنى إرث هم ميشود.
در «مناقب» ابن شهرآشوب[٢]، در باب «ميراث رسول الله صلّى الله عليه و آله» از موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن و مُعَتِّب و مُصادف كه دو غلام
[١] -« الميزان فى تفسير القرءَان» ج ٩، ص ١٤٧
[٢] -« مناقب» طبع سنگى، ج ١، ص ١٨٣ و ١٨٤؛ و از طبع حروفى، ج ١، ص ٢٦١