ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٣
نظام امّت از هم پاشيده مىشد. و بر امّت واجب كرد كه از إمام إطاعت كنند، به جهت بزرگداشت و تعظيم مقام إمامت؛ زيرا اگر مقام إمام معظّم شمرده نشود، فائدهاى از إمامت حاصل و عائد مردم نخواهد شد؛ و نظام امّت كه به إمامت است بى بهره خواهد بود.
در جائى إمامت أثر خود را مىگذارد و مفهومش مصداق پيدا مىكند و جاى خود را باز مىكند، و به نتيجه متحقّق و متمكّن مىگردد كه تمام أفراد امّت از او إطاعت كنند.
اگر از إمام إطاعت كردند، آن وقت إمامت نظام امّت را در دست مىگيرد و امّت را بر أساس آن نظام به مصالح حقيقيّة خود و به كمال مطلوب مىرساند.
روايتى كه از «نهج البلاغه» نقل شد، طبق نسخ معمولى است كه از «نهج البلاغه» در دست است؛ و تا جائى كه ما مراجعه كرديم، شايد در همه نُسخ وَ الامَانَاتِ نِظَامًا لِلامَّةِ مىباشد. أصل عبارت حضرت در صدر روايت اين است:
فَرَضَ اللَهُ الإيمَانَ تَطْهِيرًا مِنَ الشِّرْكِ ...
و يك يك فلسفة جعل و تقنين نماز و زكوة و جهاد و غيرها را بيان مىكنند، تا اينكه مىفرمايند:
وَ الامَانَاتِ نِظَامًا لِلامَّةِ
؛ أمانتها را نظام براى امّت قرار داده، و إطاعت و فرمانبردارى را هم تعظيم براى مقام إمامت شمرده است. اين در نسخ معمولى و متداول موجوده است كه در دسترس بود.
يكروز مرحوم دانشمند گرانقدر: حاج سيّد جواد مصطفوى رحمة الله عليه كه كتاب «الكاشفُ عَن ألفاظِ نَهجِ البلاغه» را نوشتهاند- و الحقّ اين تأليف، يكى از خدمتهاى بزرگ ايشان به «نهج البلاغه» است و كتاب بسيار نفيسى است- به بنده فرمودند: در بعضى از نسخ خطّى «نهج البلاغه» به جاى (وَ الامَانَاتِ)، (وَ الإمَامَةَ نِظَامًا لِلامَّةِ) آمده است. و اين، هم از نقطة نظر طبع و سياق، و هم از جهت معنى بهتر است.
بعد هم كه ما به نسخ مختلف «نهج البلاغه» مراجعه كرديم، معلوم شد كه