ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٦٥
. ذِرْوَة يا ذُرْوَة، أعلى نقطه در جاهاى بلند را گويند. ذِرْوَةُ الْجَبَل يعنى قلّة كوه
. هُوَ ذِرْوَةُ سَنامِ الإسْلام. «اين (جهاد) بلندترين نقطة برآمدگى و نشيمنگاه إسلام است.»
سَنامُ الجَمَل يعنى آن چيزى كه بر روى شتر مىگذارند و بر آن سوار مىشوند. ذِرْوَةُ سَنامِ الإسْلام يعنى بالاترين نقطة بلندى إسلام
. وَ رابِعُ أرْكانِ الإيمان. «و چهارمين ستون از أركان إيمان مىباشد.» يعنى بدون آن سقف إيمان واژگون ميگردد
. وَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ. «و يكى از درهاى بهشت است
». وَ أفْضَلُ الاشْيآء بَعْدَ الْفَرآئِضِ. «و با فضيلتترين أشياء بعد از فرائض واجبه (صلوة و صوم و حجّ و زكوة و خمس)، جهاد فى سبيل الله است».
وَ سِياحَةُ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ الَّتى قَدْ جَعَلَ اللَهُ عِزَّها بِسَنابِكِ خَيْلِها وَ مَراكِزِ رِماحِها.
سياحت يعنى جهانگردى براى ديدن آثار صنع و آيات خداوند؛ سياحت و گردش كردن امّت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم در جهاد است.
در امّتهاى گذشته مردم سياحت داشتند. در قرآن مجيد آمده است: التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ صدر آيه ١١٢، از سوره ٩: التّوبة. يكى از عبادات مردم اين است كه در بيابانها و در كوهها تنها گردش كنند و در آثار پروردگار سير نموده و نظر نمايند و فكر كنند، تا قلبشان باز شود. سياحت امّت پيغمبر را خداوند در جهاد قرار داده است. كدام جهاد؟ كدام سياحت؟ آن سياحتى كه خداوند، عِزّ آن را به سُم اسبها (يعنى همين سمهائى كه به زمين مىخورد) بسته است
. سَنابِك جمع سُنْبُك است؛ يعنى سم سُتور. بِسَنابِكِ خَيْلِها يعنى: خداوند عزّ و شرف امّت محمّد صلّى الله عليه و آله را در سم اسبها قرار داده