ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٢
آسانى بپذيرد و بگويد: حالا مصلحت نيست اين كار را يا آن عمل را انجام دهيم؛ بلكه صلاح در سكوت است و چه و چه! اينست ممشى و مكتب أمير المؤمنين عليه السّلام كه مكتب حقّ است و مكتب رسول خدا مىباشد. و أمير المؤمنين عليه السّلام در دوره حكومت خود بر اين أساس حكومت كردند.
حضرت أمير المؤمنين- موقعى كه مردم بعد از عثمان خواستند با آنحضرت بيعت كنند- در خطبهاى فرمودند:
دَعُونِى وَ الْتَمِسُوا غَيْرِى! فَإنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْرًا لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ.
«رها كنيد مرا و به سراغ غير من برويد! زيرا كه ما با اين رويّهاى كه داريم در آتيه برخورد خواهيم داشت با أمرى كه داراى أشكال و رنگها و صورتها و وجوه مختلف است؛ و به اندازهاى دقيق، لطيف، ثابت و پا برجاست كه دلها تاب مقاومت آن را ندارد و عقول نمىتوانند بر آن ثابت بمانند.»
أهواء و آراء همه مردم بدنبال شأن و اعتبار و جمع آورى أموال و غارت بيت المال است؛ و بر أساس تبعيضاتى كه خليفه ثانى قائل شد و بيت المال را روى حساب طبقات قسمت كرد، تربيت شدهاند.
آن كسى كه به او لقب عادل داده و او را مورد ستايش قرار دادهاند، أوّلين ظلمى كه كرد اين بود كه بيت المال را بر أساس اختلاف طبقات و أصناف اجتماعى بين زنان پيغمبر و مهاجرين و أنصار و سائر طبقات، به حسب حال آنان تقسيم مىكرد؛ و مردم هم آن أموال را به مصرف مىرساندند. حال اگر أمير المؤمنين عليه السّلام بخواهد به سنّت پيغمبر باز گردد و آن سهميّهها را قطع نمايد، همه أفرادى كه طعم و لذّت اين أموال را چشيده و به آن خو گرفتهاند، قطعاً با آنحضرت به مخالفت بر مىخيزند.
على كلّ تقدير حضرت ميفرمايد: اگر ميخواهيد با من بيعت كنيد، مسأله از اين قرار است.