ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٦
مى كند! زيرا به آنان مىگويد: از طرفى چون شما قائل به خدا هستيد همين قول به توحيد با ارزش است؛ و بر اين أساس ما شما را مانند مشركين و مادّيّين و بتپرستها نمىدانيم؛ بلكه به شما حقّ حيات ميدهيم و حتّى شما مىتوانيد در مملكت إسلام، در ذمّه و در پناه إسلام زندگى كنيد.
أمّا چون در آن كارهائى كه مسلمانها با جان و دل و از روى عقيده در راه برقرارى إسلام تلاش مىكنند، شركت نمىكنيد (زيرا مسلمان نيستيد و أصل نظام إسلام را قبول نداريد) بنابراين ما توقّع آن خدمات را از شما نداريم؛ و لهذا جنگ و مرزدارى و جهاد و سائر اين قبيل امور از شما برداشته شده است. أمّا از اينجهت كه شما در پناه حكومت إسلامى زندگى مىكنيد، بايد جزيه بدهيد! و جزيه هم صرف آبادانى مملكت و شهربانى و شهردارى و أمثال اينها مىشود؛ و اين براى خود شما و جان و مال و ناموس شماست تا در پناه دولت إسلام حفظ شويد. إسلام نمىگذارد خانه شما مورد سرقت واقع شود؛ و اگر واقع شد دولت إسلامى سارق را گرفته و محاكمه مىكند و مال مسروقه را به شما برميگرداند. و حتّى اگر مسلمانى متاعى را از شما سرقت كند، انگشت آن مسلمان را قطع مىكند؛ و لو اينكه دزد مسلمان است و شما هم خارج از إسلاميد.
إسلام با شما در تمام حقوق مدنى مدارا نموده، و حتّى شما را در عبادات شخصى هم آزاد گذاشته است، و شما با كمال راحتى زندگى ميكنيد؛ أمّا شرابخوارى و قمار و خوردن گوشت خوك در مجالس جائز نبوده، كليسا و كنيسه هم نمىتوانيد بسازيد (چون أساس تشكيل حكومت إسلامى بجهت هدايت مردم بسوى توحيد است، نه دعوت به سوى كانونهاى فساد و فحشاء و شرك و ثَنَويّت و وَثَنيّت و ضد إسلامى) و دية خون شما هم از مسلمانها كمتر قرار داده شده است.
آرى، اگر كسى در ميان شما كسى را از خودتان بكشد، همان قانونى كه