ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٨
أمير المؤمنين عليه السّلام در همان هنگام براى او كاغذى نوشتند و فرمودند: پيغمبر به تو دستور نداده است كه از خانهات بيرون بيايى! چرا قول خدا و رسول خدا را كنار ميگذارى و ميخواهى خود را در معرض مردها قرار دهى؟! عائشه پاسخى براى اين سؤال نداشت.
پس از اينكه جنگ جمل به پايان رسيد، أمير المؤمنين عليه السّلام پشت هودج عائشه آمدند و با چوبدستى خود به چادر زدند و گفتند: اى عائشه! آيا پيغمبر به تو أمر كرده بود كه از خانه بيرون بيائى؟! مگر پيغمبر به تو سفارش نكرده بود كه در خانه باشى! اين تبرّج و بروز و ظهور را به كدام مستندى انجام دادى؟! قسم به خدا آن كسانى كه تو را به عنوان خونخواهى عثمان بيرون آوردند، گناهشان از قاتلين عثمان كه آيه قرآن را بر زمين زدند، و زن را از خانه بيرون آورده و سوار بر شتر كردند، و به عنوان رياست و حكومت قرآن را شكستند بيشتر است! و عائشه با آن همه زرنگى و سخنورى كه داشت نتوانست جوابى به أمير المؤمنين عليه السّلام بدهد.
تمام أفراد به عائشه إشكال كردند: عبد الله بن عُمر إشكال كرد؛ امّ سَلِمَه كاغذ اعتراضآميزى به او نوشت؛ زيد بن صوحان و مالك بن أشتر نيز اعتراض نمودند كه: تو به چه حجّت شرعى از خانه بيرون آمدى؟! مگر خداوند إصلاح ذاتُ الْبين را به دست زن قرار داده است؟ تو بايد وظيفهات را انجام بدهى! عائشه مرتّباً تا آخر عمر مورد ملامت و سرزنش بود.
وقتى رياست به زن سپرده ميشود- و ما يك نمونهاش را در إسلام مىبينيم- چنين مفاسدى بر آن مترتّب ميشود كه دوازده هزار نفر كشته ميشوند، إلى غير ذلك از مفاسدى كه پس از آن دامنگير إسلام و مسلمين شد و تا امروز أثرات همان يك جنگ جمل باقى است.
على كلِّ تقدير، همانطور كه در «رسالة بديعه» نيز ذكر شده است، اين بحث شاهد بر اين مطلب است كه دخول زنها در مجلس شورى هيچ مجوّزى