ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٠
وزيران، مدير كلّها، أرباب ولايات، استاندارها، فرماندارها، و مثل أفراد مجلس شورى (كه عرض شد: مجلس شورى مجلس ولائى است، و مجلس وكالت نيست) تمام اين أفراد بايد هجرت به سوى دار الإسلام كرده باشند. يعنى در دار الإسلام، و مهاجر بسوى بلاد إسلام، و در زير پرچم إسلام باشند؛ و إلّا ولايت ندارند؛ به نصّ اين ذيل كه ميفرمايد:
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ.
آن كسانيكه إيمان آوردهاند ولى هجرت نكردهاند، هيچ قسم ولايتى بر شما ندارند؛ به هيچ قسم! يعنى نمىتوانند نخست وزير باشند، نمىتوانند مدير كلّ بشوند، حتّى نمىتوانند رؤساى إدارات بشوند. بله، آنها مىتوانند فرمانبر باشند و مأمور بشوند به أمرى؛ وليكن نمىتوانند آمر و فرمانده گردند؛ و در هيچ يك از سِمَتهاى ولائى، و شؤون آمران حقّ دخالت ندارند.
در اينجا سؤالى مطرح است؛ و آن اينكه مقصود از بلاد كفر چيست؟ جواب اين است كه: مراد از بلاد كفر، آن شهرهائى است كه پرچم كفر در آنجا در اهتزاز، و قانون كفر در ميان مردمش حاكم باشد؛ مثل بلاد يهود و نصارى، كمونيستها، سيكها، مشركين، گاو پرستها و ... و بر تمام مسلمين واجب است كه از اين بلاد بسوى دار الإسلام (يعنى بلدة إسلام بعد از تشكيل حكومت إسلامى) بيايند؛ زيرا حكومت إسلامى منحصر در اينجاست. پس بر أساس اين آيه واجب است تمام أفراد مسلمان كه امروزه در دنيا زندگى مىكنند بيايند در ايران زندگى كنند؛ چون اينجا بلدة إسلام مىباشد و پرچم آن، پرچم إسلام است.
و أمّا اينكه آيا ميتوانند در بعضى از ممالك إسلامى ديگر زندگى كنند؟ ممالكى مانند پاكستان كه ظاهراً حكومت آن حكومت إسلامى و قوانين آن قوانين إسلام است؟
جواب اينست كه: در صورتيكه كفر در آنجا نفوذ نداشته باشد إشكالى ندارد؛ و إلّا زندگى در آن كشورها هم محلّ إشكال است. و همچنين است