ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٥
نمىتواند حقّ مردم را أدا كند؛ و آن بخل را تنها در أموال خود بكار نمىآورد (چون رياست بر عموم مردم پيدا كرده است و تمام أموال عمومى زير دست اوست) بلكه اين بخل را در تمام اين أموال إعمال ميكند. و نيز درباره نواميس مردم و زنهاى آنها و خونهاى آنان سريان و جريان مىدهد. و همچنين شهوت خود را تنها در خانه و در أموال خود مصرف نمىكند؛ بلكه آن را در ميان همه اين أموال عمومى قضا ميكند. بنابراين، شما مىدانيد كه والى بر مسلمين نبايد شخص بخيلى باشد.
وَ لَا الْجَاهِلَ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ.
«و نيز ميدانيد: نبايد شخص ولىّ جاهل باشد، تا اينكه مردم را بسبب جهلش گمراه كند.» شخص والى (يعنى آن كسى كه تدبير أمر مجتمع بدست اوست) هر چه فكرش بهتر، درايتش نيكوتر و علمش بالاتر باشد، آن مجتمع را بهتر و پاكيزهتر به سوى كمال سير مىدهد؛ و در صورتى كه والى جاهل بوده و از چيزى مطّلع نباشد، لياقت رهبرى از او سلب ميشود؛ زيرا از جاهل چيزى جز گمراهى تراوش نميكند؛ پس به هر مقدار كه او جاهل باشد جامعه را از سير كمالى خود باز مىدارد. بنابراين، جاهل نمىتواند والى باشد، زيرا كه آن والى با جهلش امّت را گمراه مىكند.
وَ لَا الجَافِىَ فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفَآئِهِ.
«و همچنين شما ميدانيد: والى نمىتواند شخص تندخو، خشن، و جفا پيشه باشد، تا اينكه به جفايش ارتباط مردم را با خود قطع كند.» والى بايد مردم را به حضور بپذيرد و آنها را در دامان خود بپروراند و با گشاده روئى با آنان برخورد كند؛ پيوسته با آنها مرتبط و مأنوس باشد و از أيتامشان دستگيرى كند؛ سخنان أفراد ضعيف و حقير و مسكين را بشنود و براى آنان در نزد خود جائى باز كند؛ و خود در ميان مردم بوده، و مردم نيز به او راه داشته باشند.
أمّا يك شخص سخت دل و تندخو و جفا پيشه، با جفاى خود، مردم را