ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٠٤
شاهد گفتار ماست
. وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِعَبْدِ اللَهِ بنِ الْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إلَيْهِ فِى شَىْءٍ لَمْ يُوَافِقْ رَأْيَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:
لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَىَّ وَ أَرَى؛ فَإنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِى
! «نهج البلاغه» حكمت ٣٢١؛ و از طبع عبده، ج ٢، ص ٢١٢
عبد الله بن عبّاس در مسألهاى از مسائل، رأى خود را به حضرت أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام إظهار نمود و آن موافق با نظر حضرت نبود (گويا عبد الله بن عبّاس خيلى به عقل و درايت و نظريّه خودش اطمينان داشت، و مىخواست رأى خودش را بر أمير المؤمنين عليه السّلام تحميل كند).
حضرت به او ميفرمايد: من بايد با شما مشورت كنم، أمّا بعد از اينكه مشورت كردم، رأى، رأى من است. و اگر شما را به نزد خود طلبيدم و براى مشورت از شما نظر خواهى كردم، اين بدان معنى نيست كه رأى شما را عِدل رأى خود قرار دادهام؛ أبداً!
مشورت پيامبر، مقدّمه است براى تصميم گيرى در رأى نهائى خود
اگر پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم با صد هزار نفر هم مشورت كند، آراء آنها هرگز معادل با رأى پيغمبر نخواهد بود. رأى، رأى پيغمبر است.
آنها نمىتوانند بگويند: ما پنج نفريم و پيغمبر يك نفر. ما پنج رأى مخالف پيغمبر داريم و پيغمبر بايد تابع ما باشد؛ چون أكثريّت با ماست!!
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ. قسمتى از آيه ١٥٩، از سوره ٣: ءال عمران
اى پيغمبر، با مردم و با أصحابت در هر أمرى كه اتّفاق مىافتد مشورت كن، أمّا رأى، رأى توست و نسبت به آراء آنها حقّ عمل ندارى.
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ. وقتى كه مشورت كردى و مطلب برايت روشن شد، آنچه به نظر خودت آمد، بر آن تصميم بگير و عمل كن، و توكّل بر خدا بنما!
مشورت، رأى گيرى و انتخاب رأى أكثريّت نيست. مشورت، براى