ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٩
قَوْمٌ قَيِّمُهُمُ امْرَأة
[١] ايشان به اين لفظ روايت كرده است، كما اينكه بعداً روايتى از پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم خواهد آمد كه فرمود: قومى كه تدبير امور و ولايتشان به دست زن باشد، هيچگاه رستگار نخواهند شد.
در تفسير «مجمع البيان» گفته است: «يُقالُ: رَجُلٌ قَيِّمٌ وَ قَيَّامٌ وَ قَوّامٌ؛ و اين بناء براى مبالغه و تكثير است. وَ أصْلُ الْقُنوتِ دَوامُ الطّاعَةِ؛ وَ مِنْهُ الْقُنوتُ فى الْوَتْرِ لِطولِ الْقِيامِ فيه». خداوند مىفرمايد: فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ. «زنهاى صالحه و نيكوكار آن زنهائى هستند كه نسبت به شوهرهاى خود دوام إطاعت داشته باشند. يعنى دائماً مطيع شوهر خود باشند. هم در حضور و هم در غيبت؛ ناموس و أموال او را طبق دستورات شرع حفظ كنند. اينها زنهاى صالحهاى هستند كه خدا آنها را به اين صفت نام برده است».
شأن نزول آيه مباركه طبق نقل مفسّرين
صاحب «مجمع البيان» سپس مىفرمايد: مُقاتل گويد: اين آيه درباره سَعدُ بن رَبيع بن عَمرو كه او از نُقَباء بود، و درباره زنش حَبيبَه: دختر زيد بن أبى زُهَير نازل شده است. و اين دو مرد هر دو از أنصار بودند. حبيبه زن سَعد بن رَبيع نَشَزَتْ عَلَيْهِ فَلَطَمَها. نسبت به شوهر خود سركشى و نشوز كرد.
نشوز به معنى تَرفُّع و بلندمنشى است. نَشَزَ الارْضُ، يعنى زمين بالا آمد. نَشَزَتِ الْمَرْأة يعنى زن نسبت به حقّ شوهر تمكين نكرد و بلند منشى كرد؛ و از محلّ و مقام خودش تعالى طلبيد و به حقّ شوهر متمكّن نشد.
چون حبيبه بر شوهرش سعد نشوز كرد، شوهرش او را سيلى زد. پدر حبيبه خدمت پيغمبر آمد در حاليكه دختر را با خود همراه داشت و عرض كرد: أَفْرَشْتُهُ كَرِيمَتِى فَلَطَمَهَا. «من كريمه خودم را، نور چشم خودم را فراش او قرار دادم، او آمده و به صورت دخترم سيلى زده است.»
رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمودند
: لِتَقْتَصَّ مِنْ زَوْجِهَا. «
اين زن بايد از زوج خودش قصاص بگيرد.» او حقّ قصاص دارد، چون سيلى خورده
[١] -« النّهاية» ج ٤، ص ١٣٥، مادّه قَيَمَ، كلمة قَيِّمْ