ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٨
اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ.[١]
«پيغمبرشان به آنان گفت: خداوند براى شما طالوت را مبعوث كرده و برانگيخته است، كه در زير فرمان او برويد و جنگ كنيد و حقّ خودتان را بگيريد و در ديار و أبناء خود وارد بشويد.
آنها گفتند: او چگونه مىتواند سلطان و ملك ما باشد، در حالتى كه ما از او سزاوارتريم به قدرت و سلطنت، و بر اينكه سلطان و فرمانده باشيم! چرا كه او مال واسعى ندارد (لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ.) أموال زيادى ندارد كه بتواند با آن أموال، أفراد را به دور خود جمع كند.
آن پيغمبر در جواب آنان فرمود: خداوند او را بر شما برگزيده است، و او را در علم و جسم گشايش و بسط داده است (او از علم سرشارى برخوردار است، و قدرت زيادى دارد). و خداوند، مُلك خود را به هر كسى كه بخواهد مىدهد (خواست خداوند بوده است كه وى سلطان و حاكم گردد). وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ؛ و خداوند واسع و عليم است.»
آيه أخير مىفرمايد: آنها خيال مىكردند: آن فرماندهاى كه بايد آنان در زير فرمان او و در تحت ولايت او باشند و جنگ كنند تا حقّ خود را بگيرند و بتوانند بر ديار و أبنائشان وارد بشوند، بايد شخصى مُتموّل باشد؛ مانند آنچه كه چشم و گوش مردم را پر كرده، و هميشه در مرأى و منظر آنهاست كه: فلان كس داراى چنين شأن و جاه و مقام و مال است، پس مىتواند زمامدار باشد و قدرت را در دست بگيرد. و لذا گفتند: اين طالوتى كه تو ميگوئى خدا او را براى شما برانگيخته است، قابليّت ندارد وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ؛ ما سزاوارتريم كه پادشاه و فرمانده بشويم و او زير دست ما باشد! آن پيغمبر فرمود: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ؛ من اين شخص را براى شما انتخاب نكردم، بلكه اختيار خداست.
يعنى أوّلًا: اين حكومت، حكومت إلهى است و هيچ كس نمىتواند
[١] - آيه ٢٤٧، از سوره ٢: البقرة