ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٧
چون قوّت نفسِ تنها كافى نيست. چه بسا فقهائى باشند قوىّ النّفس، در حاليكه آن قوّت نفس را در راهها و كارهاى غير صحيح بكار گيرند و إعمال كنند! بايد قوّت نفس با أعلميّت جمع بشود تا اينكه شرائط ولايت فقيه محقّق شود. لذا قرآن كريم مىفرمايد:
تفسير آيه: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ.[١]
«اى پيغمبر، آيا نديدى آن جماعت از بنى إسرائيل را كه بعد از حضرت موسى آمده بودند، وقتى به پيغمبر زمان خود گفتند: تو بر ما يك فرمانده و پادشاهى قرار بده، ملِكى قرار بده كه ما بواسطه تبعيّت أوامر او و در زير فرمان او در راه خدا جهاد كنيم و از حقوق خود دفاع نمائيم! آن پيغمبر به آنها گفت: شايد اينطور باشد كه اگر جنگ بر شما نوشته شده و واجب گردد، شما جنگ نكنيد و از ميدان نبرد فرار كنيد؟
آنها جواب دادند: چطور ميشود كه ما اينگونه باشيم و در راه خدا جنگ نكنيم و كارزار ننمائيم، در حالتى كه به ما ظلمها شده است و دشمنان، ما را از ديار و فرزندانمان دور كردهاند (ما را از خانه و آشيانه خود خارج كرده، از زندگى و سر و سامانمان انداخته اند؟!) أمّا همين كه خداوند بر آنها حكم جنگ را نوشت، همه از صحنه نبرد فرار كردند و بدان پشت نمودند، مگر قليلى از آنها؛ و خداوند هم به ظالمين داناست».
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ
[١] - آيه ٢٤٦، از سوره ٢: البقرة