ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٩
مى تواند حكم خود را، هم روى موضوع خارجى فقط، و هم أعمّ از موضوع خارجى و اعتبارى ببرد، هيچ إشكالى ندارد.
و بعبارةٍ اخرى: همانطور كه شارع مىگويد:
صُومُوا لِلرُّؤْيَةِ وَ أَفْطِرُوا لِلرُّؤْيَةِ
، همانگونه صحيح است بگويد: صوموا بِحُكْمِ الْحاكِمِ وَ أفْطِروا بِحُكْمِه؛ و أمثال اين تعابير كه بالاخره بر مىگردد به اينكه: آن رؤيت هلال واقعى خارجى اتّساع دارد و شامل عالم اعتبار هم مىشود. اين است معنى جعل و حكم حاكم.
حقيقت جعل اعتبارى، أمر نامأنوس و غير عرفى و عادى نيست؛ زيرا أساس بسيارى از كارهاى ما را در خارج اعتبارات تشكيل مىدهند. مثلًا شخصى كه مىگويد: بِعْتُكَ هَذا «من اين متاع را به تو فروختم» و ديگرى مىگويد: قَبِلْتُ «قبول نمودم»، آيا اين بعتُ و قبلتُ سبب انتقال واقعى و خارجى آن متاع است؟ بدينگونه كه واقعاً آن شىْء از وجود بايع به وجود خريدار منتقل مىشود؟
جواب اين است كه: چنين نيست؛ ثَمن و مُثمن در جاى خود محفوظند، و فقط در عالم اعتبار اختيار تصرّف مثمن به مشترى، و اختيار تصرّف ثمن به بايع انتقال يافته است. و اين نقل و انتقال إنشاء است، و إنشاء انتقال است در عالم اعتبار؛ و اعتبار، مورد قبول همه عقلاء مىباشد.
و همچنين در أبواب مختلفة فقه، مانند نكاح كه زوجه مىگويد: أنْكَحْتُكَ نَفْسى، و مرد هم مىگويد قَبِلْتُ، اين چيزى جز إنشاء نكاح در عالم اعتبار نيست؛ زيرا معنى نكاح وطى است. پس معنى حرف زوجه اين است: جَعَلْتُ نَفْسى لَكَ مَوْطوءَةً؛ با اينكه در عالم خارج، نكاح به اين معنى متحقّق نشده و إيقاع و آميزشى صورت نگرفته است؛ بلكه فقط در عالم اعتبار است كه زن، خود را «موطوئه» و مرد خود را «واطى» مىبيند، و شرع هم اين إنشاء را إمضاء مىكند؛ و آن عملى كه بعداً در خارج صورت مىگيرد كه نكاح واقعى