ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٦
ندارد؛ بلكه او فقط حكم كلّى خود را بيان مىنمايد.
أمّا ولىّ فقيه اينچنين نيست. او در تمام جزئيّات دخالت مىنمايد؛ و در موضوعات خاصّ و مصاديق إعمال نظر نموده و حكم صادر مىكند. مثلًا اگر كسى از او بپرسد: آيا اين گوشت ميته را اينك كه زمان مَجاعَه و دوران قحطى است ميشود خورد يا نه؟! او به جواز أكل ميته حكم مىكند؛ زيرا هم به حكم كلّى (حرمت ميته) عالم است، و هم از حكم در حال اضطرار اطّلاع دارد، و هم موضوع را تشخيص داده، سپس حكم به جواز أكل ميته مىنمايد. معنى ولايت او تشخيص موضوع است- زمان، زمان مَخْمَصَه و مجاعه است و اگر إنسان آنرا نخورد مىميرد- و بر أساس ولايت خود، أكل ميته را جائز و أحياناً واجب دانسته، همه را به آن أمر مىكند.
در اين موضوع، تمام آن أحكام را با يكديگر مدّ نظر قرار داده و از نتيجة آن، اين حكم جزئىِ فعلى را بدست مىآورد و در اختيار مردم قرار مىدهد. اين است معنى ولايت فقيه.
بنابر آنچه گفته شد، بين إفتاء و ولايت تفاوت بسيار است. معنى ولايت، أمر و نهى و إيجاد و إعدام موضوعات خارجيست در عالم اعتبار.