ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٣
بن خُثَيم» آورده است، منافاتى ندارد با اينكه از خودش بوده و از حضرت صادق عليه السّلام نباشد؛ بلكه مطالب را كلّا از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند؛ منتهى گاهى هم بعنوان تأييد، مطلبى را بعنوان «قالَ فُلانٌ» از خودش ذكر ميكند. اينگونه تعبير إشكال ندارد.
فضيل بن عياض از أعاظم صوفيّه حقيقيّه، و مورد تصديق نجاشى و شيخ است
على كُلّ تقدير، از جهت اينكه فضيل مردى بزرگوار و أهل وثوق است و همه علماء او را به وثاقت شناختهاند، احتمال كذب و تزوير و تَمْويه به او هرگز داده نمىشود. اگر اين كتاب از فضيل باشد، آن مطالبى كه از سفيان و أمثاله نقل شده است مطالب خودش مىباشد، نه حكايت از حضرت صادق عليه السّلام؛ و اين منافات با نسبت دادن كتاب را به حضرت ندارد، زيرا موارد كلمات و عبارات غير حضرت مشخّص است.
بنابراين، ما ميتوانيم بگوئيم: اين كتاب ممكن است در زمان خود حضرت هم نوشته نشده، بلكه بعداً نوشته شده باشد؛ چون فضيل تقريباً چهل سال بعد از حضرت صادق عليه السّلام عمر كرد. و از سنة صد و چهل و هشت كه حضرت رحلت كردند تا سنة صد و هشتاد و هفت، سى و نُه سال مىشود؛ و در اين زمان فرمايشات حضرت صادق عليه السّلام را كه سابقاً نوشته بود، اينك تتميم، و با ضميمه و عباراتى از ديگران به صورت اين كتاب به همان خواصّ از أصحاب تحويل داده است تا مطالب آنرا بگيرند و به آن عمل كنند و به حقائق آن برسند.
و محصّل بحث ما چنين مىشود كه: نمىتوان اين كتاب را تحقيقاً و صد در صد به حضرت صادق عليه السّلام نسبت داد، چون ما علم وجدانى نداريم؛ و از طرفى هم نمىتوانيم از حضرت صادق عليه السّلام- و لو بواسطه فضيل- نفى كنيم، زيرا كه دليل بر نفى نداريم. أمّا از آنجائى كه مطالب آن بسيار عالى و نفيس و أخلاقى است، و بطور كلّى اين مطالب عالى را غير از معادن نبوّت نمىتوانند با اين لطافت بيان كنند (چون گوينده آن بايد حتماً كسى باشد