ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٢
خصوصيّات و أحوالش كه از كتب رجال بدست مىآيد وِزانش مشخّص مىشود؛ وزان كتابش هم مشخّص ميشود كه اين كتاب تا چه اندازهاى داراى اعتبار است.
أمّا سابقاً بعضى اين كار را نمىكردند و كتاب مجهول المؤلّف شناخته مىشد. بعد از يك قرن كه مىگذشت، مردم به دنبال مؤلّف آن مىگشتند و پيدا نمىكردند.
بنابراين، هيچ بُعدى ندارد كه «مصباح الشّريعة» از إملائات حضرت صادق عليه السّلام باشد؛ و شخصى مثل فضيل و يا أمثال او آنرا نوشته باشند. بخصوص فضيل كه داراى اين خصوصيّات و مقامات و درجات است، و اين خصوصيّات هم از او بيان شده است.
مرحوم نورى مىفرمايد: فضيل نسخهاى از حضرت صادق عليه السّلام دارد؛ و او از جمله آن شش نفرى است كه نجاشى و شيخ براى آنها نُسَخى را از حضرت صادق عليه السّلام نقل كردهاند كه به دست ما نرسيده است؛ و ممكن است كتاب «مصباح الشّريعة» همان نسخهاى باشد كه فضيل نوشته است.
البتّه همانطور كه عرض شد، نمىشود كتاب «مصباح الشّريعة» به قلم خود حضرت باشد، به همان دليلى كه در صدر كتاب وارد است كه: «الإمام الحاذق ... جعفر بن محمّد الصّادق» و در صدر أبوابش دارد: «قال الصّادق عليه السّلام»؛ ولى التزام به اينكه: املاء و إنشائش از حضرت صادق عليه السّلام بر شخص ديگرى كه آنرا نوشته باشد، چه إشكال دارد؟
و همانطور كه مرحوم نورى مىفرمايد: فضيل در مجالس خاصّ آن حضرت شركت مىكرد و از مواعظ و نصائح حضرت بهرهمند مىشد. چه إشكالى دارد كه آن مواعظ و نصائح را خودش در صد باب تبويب كرده و به حضرت صادق عليه السّلام نسبت داده باشد؟ چون كلام از حضرت است.
و اينكه بعضى از مطالب را بعنوان: «قالَ سُفْيانُ بنُ عُيَيْنَة يا قالَ رَبيعُ