ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٢
شما از توحيد هراس نداريد، و از وحدت مىترسيد؟! اينها أسرار غامضهاى است كه حقيقتش را اگر سلمان بخواهد به مادون خود إبراز كند، او تحمّل ندارد و مىگويد: اين شرك است.
اين أسرار، حقيقت قرآن و نهايت سير بشر است؛ و همه أفراد بشر بايد اين راه را طىّ كنند تا به آنجا برسند. و پيغمبر كه براى پياده كردن اين معنى آمده است، نمىشود إنسان را تربيت نكند و به آن معنى نرساند؛ زيرا كه عالم، عبث مىشود. از طرفى هم نمىتواند اين معنى را براى همه بازگو كند، زيرا قابل إدراك براى همه نيست؛ لذا تنها به أفرادى از خواصّ خود كه قابليّت آنرا داشته باشند، و ظرفشان سعه داشته باشد مىگويد. و اين ميشود جزء أسرار.
در بين بعضى از روايات از اين قبيل رموز يافت ميشود كه أئمّة أطهار عليهم السّلام آنها را به بعضى از خواصّ خود- بر أساس همان سيرى كه أئمّه هر يك از ديگرى تا أمير المؤمنين عليه السّلام، و آنحضرت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گرفتهاند- فرمودهاند
. خطبه «نهج البلاغه» ... وَ لَكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا فِىَّ بِرَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ
در «نهج البلاغه» آمده است كه:
وَ اللَهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِيعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ! وَ لَكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا فِىَّ بِرَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ. أَلَا وَ إنِّى مُفْضِيهِ إلَى الْخَآصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذَلِكَ مِنْهُ. وَ الَّذِى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِقُ إلَّا صَادِقًا. وَ قَدْ عَهِدَ إلَىَّ بِذَلِكَ كُلِّهِ، وَ بِمَهْلِكِ مَنْ يَهْلِكُ وَ مَنْجَى مَنْ يَنْجُو، وَ مَآلِ هَذَا الامْرِ. وَ مَا أَبْقَى شَيْئًا يَمُرُّ عَلَى رَأْسِى إلَّا أَفْرَغَهُ فِى أُذُنَىَّ وَ أَفْضَى بِهِ إلَىَ
؛ الخطبة.[١]
قسم بخدا، اگر من بخواهم، به هر يك از أفراد شما خبر مىدهم كه: از كجا بيرون آمده و به كجا داخل ميشود! (يعنى از كدام راه آمده، و به كدام راه مىرود! مبدأش چه بوده، و بعدش چه خواهد بود! و به تمام شؤون او و
[١] -« نهج البلاغه» خطبه ١٧٣؛ و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده، ج ١، ص ٣٢٤ و ٣٢٥