ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٧
أمّا از كجا شيخ حرّ عاملى اين كتاب را شناخت؟ و از كجا مؤلّفش را شناخت؟ و از كجا وثاقتش را دانست؟ و از كجا نسبت كتاب را به او دانست؟ و از كجا شهادت به صحّت او داده؟ فَهَلْ هَذا إلّا تَهافُتٌ فى الْمَذاق وَ تَناقُضٌ فى الْمَسْلَك؟!
اگر بايستى كتابى از طريق عادى بدست شما برسد و راه ثبوتش به إمام ثابت شود و اطمينان بر استناد آن كتاب به إمام داشته باشيد، پس چگونه شما از اين كتب- بدون مداركى كه خود شما هم به آن قائليد و رويّه بر آنست- در كتاب خود نقل مىكنيد؟! در «وسآئل» از «تحف العقول» نقل مىكنيد، از «إرشاد» ديلمى نقل مىكنيد، با اينكه أثرى از اين دو كتاب در كتب أصحاب ما نبوده است؟!
و اگر بگوئيد: مسامحه مىكنيم از باب تسامح در ادلّة سُنَن؛ چون كتاب «تحف العقول» و «إرشاد» بيشتر مشتمل بر مطالب أخلاقى هستند نه فروع و أحكام.
در جواب شما مىگوئيم: پس چرا شهادت اين همه از بزرگانى كه «مصباح الشّريعة» را معتبر دانستهاند براى شما كافى نيست؟! «مصباح الشّريعة» از آن دو كتاب چه چيز كم دارد كه آن دو كتاب را معتبر مىدانيد و اين را اينطور با شدّت ردّ مىكنيد؟! آن دو كتاب را بجاى خود بگذاريد و سوّمى را هم «مصباح الشّريعة» عَنِ الصّادق عليه السّلام قرار دهيد!
و همچنين در صحّت نسبت كتاب «اختصاص» به شيخ مفيد هم اين سؤال مطرح است؛ و قَدْ تَسامَحَ فيهِ بِما لا يَخْفَى عَلَى النّاقِدِ الْبَصير. و در نسبت دادن آن كتاب به شيخ مفيد جاى سخن و كلام است و ما نمىتوانيم بگوئيم: كتاب «اختصاص» نوشته شيخ مفيد است، بلكه نهايتاً مىتوان گفت: كتاب «اختصاص» منسوب به شيخ مفيد است.
حاجى نورى (قدّه) «مصباح» را از فضيل بن عياض مىداند
مرحوم حاجى مطلب را مىرساند به اينجا، بعد مىفرمايد: در زمان