ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٧٤
در اين هنگام آن بعض أجداد، بين دو انگشت سبّابة خود را جمع نمودند (كه اينچنين هر دو مساوى هم مىباشند) و فرمودند: نمىگويم اينچنين! (و جمع كرد بين انگشت سبّابه و وُسطى را) كه در اين صورت يكى از ديگرى بلندتر است.
آنگاه إمام رضا عليه السّلام فرمودند: راست گفت. اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد.
ثَانياً عبارت:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
چه مناسبت با حلّاج دارد كه ميان او و آن إمامان بيش از دو قرن فاصله بود!
ثالثاً: حلّاج أهل پيروى و تبعيّت از شيخى و مرادى نبود تا در اين أبيات خود را تابع و پيرو آن إمامان بداند؛ حلّاج بيش از چهار صد شيخ و پير را ملاقات كرد وليكن تحت تربيت و تعليم قرار نگرفت؛ و همين أمر باعث شد كه إبراز و إظهار كند مطالبى را كه إبرازش حرام است؛ و بدين جهت موجب إضلال خلق و هدر رفتن خون خود شد.
~