ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٦٦
است كه به زمين مىخورند؛ آن اسبهائى كه به جهاد مىروند. وَ مَراكِزِ رِماحِها؛ و مركزهاى نيزهها (رِماح جمع رُمْح است يعنى نيزه) آنجائى كه نيزه را به زمين مىكوبند و در أطرافش مشغول جنگ مىشوند؛ يا آنجائى كه رمح را به سينه دشمن فرو مىبرند و با آن رَكْزِ رمح در سينه دشمن، دشمن به زمين مىافتد.
اين عزّ إسلام است و عزّ امّت پيغمبر است كه خداوند در جهاد فى سبيله و فى سبيل رسوله قرار داده است. اين مسائل بسيار دقيق است.
وَ فَوْقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ فَإذا قُتِلَ فى سَبيلِ اللَهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ.
«بالاتر از هر كار پسنديده و نيكو و مُستحسنى، باز هم يك عمل بهتر و عاليتر و مستحسن ترى وجود دارد كه إنسان آن را انجام بدهد؛ و أمّا زمانى كه مؤمن در راه خدا كشته شد، ديگر بالاتر از شهادت در راه پروردگار كار نيك و مستحسنى وجود ندارد».
الْخَيْرُ كُلُّهُ فى السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ
وَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فى السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ.
«خير، كُلُّ الْخَير، تمام خير و رشاد و صلاح و سعادت، همهاش در شمشير است و در زير سايه شمشير.»
وَ لا يُقيمُ النّاسَ إلَّا السَّيْفُ.
«مردم را بر پا نمىدارد، راست قامت نمىكند مگر شمشير.»
وَ السُّيوفُ مَقاليدُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ
. «شمشيرها كليدهاى بهشت و جهنّم هستند.»
وَ لِلْجَنَّةِ بابٌ يُقالُ لَهُ بابُ الْمُجاهِدينَ، يَمْضونَ إلَيْهِ فَإذًا هُوَ مَفْتوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدونَ سُيوفَهُمْ.
«از براى بهشت درى است كه به آن باب مجاهدين گويند. مجاهدين بسوى آن در رهسپار مىشوند و بدانجا مىرسند و مىبينند آن درب باز است. همه مجاهدين در حاليكه شمشيرهاى خود را حمايل كردهاند از آن در وارد بهشت مىشوند.»
وَ مَنْ غَزا غَزْوَةً فى سَبيلِ اللَهِ فَما أصابَهُ قَطْرَةٌ مِنَ السَّمآء أوْ صُداعٌ إلّا كانَتْ لَهُ شَهَادَةٌ يَوْمَ الْقِيَمَةِ
. «كسى كه در راه خدا جنگ كند، اگر يك قطرة باران