ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٧
و به إطلاق آيات، جهاد در زمان فقيه عادل جامع الشّرائط كه حكومت بر او مستقرّ شده است واجب است؛ و ترك جهاد موجب از بين رفتن و شكست إسلام مىباشد. و مقصود ما از جهاد كه اكنون درباره آن بحث مىكنيم دفاع نيست؛ زيرا دفاع احتياجى به دليل شرعى ندارد. آياتى كه در قرآن مجيد يا در روايات أئمّه عليهم السّلام درباره دفاع آمده است، إمضاء حكم عقلى و فطرى است؛ كه هر كس بايد از حدود و شؤون خود دفاع نموده، و دشمنى كه قصد تجاوز به حريم او دارد را از خود براند.
جهاد يعنى حركت ابتدائى به سمت دشمن. يعنى بدون اينكه دشمن به آنها حمله ور شده باشد، جماعتى تحت سرپرستى يك فرمانده به سوى دشمن حركت نمايند و آنان را به إسلام دعوت كنند؛ و در صورت استنكاف، با آنان بجنگند. آن جهادى كه در إسلام خيلى أهمّيّت دارد و بر روى آن تكيه شده، و در مورد آن گفته شده است كه هر قطرة خون مجاهد فى سبيل الله داراى مزايا و ارزشهاى كذائى است، همين جهاد است؛ كه مسلمين بوسيله آن، كفّار را كه از توحيد و عقائد حقّه و نبوّت رسول الله و ولايت بهرهاى ندارند، و به شرك و بتپرستى و آداب جاهلىّ و سنن ملّى خود گرفتارند، به إسلام باز مىگردانند و هم رنگ خود مىكنند؛ و به آنها مىگويند: وجدان ما قبول نمىكند كه شما از اين سفره زيبا و غذاهاى لذيذ كه ما به استفاده از آنها مشغوليم (از توحيد و معارف و قرآن و عظمت إنسان و حقارت غير خدا و أربابان دنيا و مناجات و حجّ و سائر لذائذى كه از آنها متمتّع مىشويم) بى بهره باشيد! بلكه شما هم بايد بر سر همين سفره بيائيد. لهذا مسلمان خون خود را مىريزد، براى هدايت غير.
مقصود از جهاد، جنگ كردن با كفّار است براى دعوت آنها به إسلام؛ و اين جهاد هميشه بايد باشد و از مسائل مهمّ إسلام است. وقتى كه جهاد در ميان مسلمانها از بين برود، توقّف و ركود صورت مىگيرد؛ و ديگر إسلام از آن عظمت و عزّت و اقتدار خود مىافتد و سقوط مىكند.