ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٦
اصطلاح، مصطلَح نيز از بين مىرود. با از بين رفتن اسم، مسمّى از بين خواهد رفت.
ما بايد بگوئيم مسلمانها نماز مىخوانند نه اينكه نيايش مىكنند. نيايش يعنى دعا و توجّه به سوى خدا؛ و هر عبادتى را كه أعمّ از نماز است نيايش مىنامند. يهود و نصارى و حتّى بعضى از فِرَق باطله هم براى خودشان نيايش دارند. ولى لفظ «صلوة» از اختصاصات إسلام است. «زكوة» از اختصاصات إسلام است. ما بايد در لفظ هم تابع إسلام باشيم.
مسألة استعمال اصطلاحات يك مسألة بسيار مهمّى است. بسيارى از همان ألفاظ أصيل كه در قرآن و سنّت آمده و در ميان ما رائج بوده است، كم كم از بين رفته و ألفاظ و مصطلحات ديگرى جايگزين آنها گرديده است و بدنبال آن، مسمَّيات و مصطلحات هم از بين رفتهاند. و اين هم مسألة بسيار ذى أهمّيّتى است كه بايد ولىّ فقيه آنرا مدّ نظر داشته باشد.
از جمله وظائف ولىّ فقيه، إيجاد وزارت حجّ است. چون حجّ يكى از أركان إسلام مىباشد. و اين مطلب بديهى است كه، نمىشود مردم يك مملكتى مسلمان باشند و وزارت حجّ نداشته باشند. وزارت حجّ بايد مستقلّ باشد، نه در تحت وزارت كشور و يا وزارت أوقاف.
جهاد تا روز قيامت، در هر زمان واجب كفائى است
يكى ديگر از وظائف ولىّ فقيه، تشكيل وزارت جهاد است؛ جهاد فى سبيل الله. يعنى وظيفه حاكم اينست كه پيوسته مردمى را مجاهد فى سبيل الله تربيت كرده و آنها را به جهاد بفرستد. نه اينكه تنها تعليم و تربيت براى جهاد باشد؛ بلكه بايد جهاد عملى و خارجى صورت بگيرد. زيرا جهاد از أركان إسلام است.
آياتى كه در قرآن مجيد درباره جهاد آمده است إطلاق داشته و اختصاص به زمان پيغمبر ندارد؛ بلكه زمان پيغمبر و همه معصومين عليهم السّلام را شامل مىشود.