ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٤
دسته دوّم: أهل ذمّه هستند؛ همچون: كليميان و مسيحيان و زردشتيان كه داراى كتاب بوده و به خداوند معتقدند، ولى نظام إسلام را قبول ندارند؛ أمّا بودن زير پرچم و ولايت إسلام را پذيرفتهاند و از قوانين آن إطاعت مىكنند (خواه در كشور إسلام بدنيا آمده باشند، خواه از خارج آمده و تقاضا نمودهاند كه در ذمّة إسلام و در پناه پرچم إسلام بسر برند).
إسلام براى اين گروه از طائفه غير مسلمان تعهّد مىكند كه جان و مال و ناموس و ديانت و فرهنگ و أدب آنها را حفظ كند، و قوانين داخلى كشور را در ميان آنها إجراء نمايد، و حقوقى هم براى آنان قائل گردد، و آنها را در تمام شؤون تجارى و زراعى و صناعى و خدمات دولتى، غير از پستهاى ولائى و رياست، آزاد گذارد، و همانند مسلمانان به آنها آزادى در تمدّن و فرهنگ بدهد.
و نيز آنها را از تجارتهاى محرّمه و ممنوعة شرعيّه، كه بر مسلمانها حرام است، منع مىكند. و همچنين آنانرا از تحمّل وظيفه سنگين دفاع از حريم دولت و جهاد و مرزدارى معاف داشته و اين وظيفه را بر عهده مسلمانان قرار مىدهد.
در أحكام عبادى آنان را آزاد مىگذارد، ولى حقّ بناكردن كليسا و كنشت به آنها نمىدهد. در هر يك از أحكام ديات و قصاص و جرائح و قتل و سائر موارد تعدّى و تجاوز، در رابطة با مسلمين، حقوقى براى آنها متناسب با خود جعل نموده است.
خون آنها را بدون قيمت و ارزش ندانسته و هدر ننموده است؛ و بر أساس عقيدة آنان به توحيد و عدم عقيدة آنها به نبوّت و خاتميّت پيغمبر، دية آنان را تقريباً بقدر عُشر دية مسلمان قرار داده است؛ در حالتى كه أساساً براى مشركين ارزشى قائل نبوده و خون آنها را هدر شمرده است.
بنابراين، اختلاف بين اين دو طبقه از أفرادى كه در سرزمين إسلام زندگى مىكنند، و تقسيم آنها به مسلم و ذمّى از ضروريّات است؛ و إشكال كردن و