ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٣
إسلام نظامى است كه بر أساس فكر و عمل پايه گذارى شده است؛ و حكومت خود را بر اين أساس بنا مىكند. بنابراين ساكنين مملكت إسلامى به دو دسته مختلف تقسيم مىشوند:
دسته أوّل: كسانى هستند كه به نظام إسلامى معتقد بوده و خود را براى هر گونه مجاهدات بدنى و مالى، مادّى و نفسى، در برابر استقلال اين نظام حاضر مىنمايند. اينان عبارتند از مسلمانانى كه بدين سرزمين هجرت نموده و جزء أفراد مملكت إسلامى محسوب شدهاند (بنابراين كسانى كه إسلام را برگزيدهاند، ولى از ممالك كفر به مملكت إسلام هجرت ننمودهاند، جزء أعضاء مملكت إسلام نيستند) و آن عدّه از مردم مؤمن و متعهّدى كه در دار الإسلام زندگى مىكنند (خواه در آنجا متولّد شده باشند، خواه در كشور كفر بدنيا آمده و سپس به مقرّ حكومت إسلام هجرت كرده باشند) اينها از جهت حقوق با سائر مسلمين مساويند و رابطة وَلاء و بستگى در ميان آنها موجود مىباشد.
إسلام تمام زحمات و مشكلات و مشقّات سنگين و عميق را براى استقرار و تحكيم نظام خود بر دوش اين دسته از سكنه مسلمان قرار مىدهد؛ زيرا ايشان هستند كه حقّانيّت نظام را قبول نموده و به آن اعتراف كرده و علماً و عملًا حاضر شدهاند براى استقرار و حفظ آن تلاش كنند.
لذا نظام إسلامى هم تمام جوانب قانون را در ميان آنها إجراء مىنمايد؛ و بر آنها لازم مىكند كه از تمام دستورات دينى، أخلاقى، سياسى، و مدنى آن إطاعت كنند و هر گونه فداكارى را در راه دولتش بكار برند؛ و به آنها حقّ مىدهد كه در جميع شؤون ولائى و سياسى مردم كه بر أساس بستگى و تعهّدات واقعى است، همچون مجلس شورى، مديريّتهاى اجتماعى، قضاوت، حكومت، و جهاد شركت جويند و همدوش با روش و سياست فكرى و سياسى حكومت إسلام، با ولايت فقيه در برداشتن لواى إسلام و برقرار نمودن أحكام قرآن، قدم به قدم پيش روند.