ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٨
گشودند! خود و أربابانشان همه رفتند و به جهنّم سقوط كردند، و مفاد آيه قرآن: ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ ذيل آيه ٧٣، از سوره ٢٢: الحجّ واضح و مشهود شد.
إرسال پيغمبران براى خارج كردن ذمّه مردم است از زير بار يوغ متجاوزان
تمام زحمات پيغمبر و زحمات أولياء خدا و زحمات مجاهدين فى سبيل الله، و خطبههاى أمير المؤمنين عليه السّلام براى اينست كه به إنسان بگويند: اى إنسان! چرا خود را از إطاعت و از پيمان و ميثاقى كه بستهاى خارج نموده و در مقابل اين أفراد اعتبارى كه بر أصل توهّم، خود را خدا مىدانند و آمر و ناهى مىپندارند و مملكتى را در زير قدمهاى خود تكان مىدهند، سر تعظيم فرود مىآورى؟!
بدان اينها همه بيچارگانى هستند ضعيف، بدبخت و گرفتار؛ نه اينكه در اين جهت مانند تو هستند، بلكه هزار درجه از تو پائين ترند؛ زيرا تو لا أقلّ در بعضى از أوقات توفيق گفتن يك يا الله را دارى، ولى آن بيچارگان آنقدر قلبشان بسته است كه حتّى يك يا الله هم نمىتوانند بگويند! بنابراين چرا إنسان از آنان پيروى كند؟
لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إلَى عِبَادَتِهِ؛ وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إلَى عُهُودِهِ؛ وَ مِنْ طَاعَةِ عِبَادِهِ إلَى طَاعَتِهِ.
خداوند پيغمبر را برانگيخت تا اينكه همه بندگان خود را (نه تنها كسانى كه در شهر مكّه و مدينه هستند، بلكه در تمام دنيا هر كسى كه عنوان عبد بر او صادق است؛ هر إنسانى كه در شرق و غرب عالم نام عبد بر او إطلاق ميشود و جزء عباد الله است) از طاعت بندگان ديگر خارج كرده و در تحت طاعت خود داخل نمايد.
وَ مِنْ وِلَايَةِ عِبَادِهِ إلَى وِلَايَتِهِ.
و از ولايت (يعنى از تحت نظر بودن، و از سيطره و قدرت و نزديكى معنوى و هيمَنه و پاسدارى و صاحب اختيار و صاحب إراده بودن) بندگانى مثل خودشان خارج كند و به آنان بگويد كه ولىّ