ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٥
و اين إذنى را كه ما به اين أفراد مىدهيم كه با آنها مقاتله كنند، تنها براى حفظ جان آنها نيست، بلكه براى حفظ ناموس إسلام، براى حفظ شرف قرآن، براى حفظ شرف مسجد و روح رسول الله است.
زيرا اگر خدا إذن نميداد و بعضى از مردم با بعض ديگر (يعنى مؤمنين با كفّار) پيكار نمىنمودند، تمام معابدى را كه در آنجا بعنوان توجّه به عالم معنى و روحانيّت، به هر صورت و كيفيّتى كه وجود داشت (خواه به صورت صومعه، و يا به صورت كَنيسه و كليسا و دِيْر و كُنِشت، و يا بصورت مساجدى كه نام خدا در آنها زياد برده مىشود) همه را از بين مىبردند و خراب مىكردند؛ و ديگر در عالم نه مسجدى باقى مىماند و نه كُنشتى وجود داشت. پس إذن مقاتله به حكومت إسلام بجهت برقرارى و حفظ مساجد است؛ و حتماً خداوند يارى ميكند و تعهّد دارد بر نصرت كسيكه خدا را يارى كند. و خداوند قوىّ و عزيز است. يعنى هم صاحب قدرت مىباشد و هم داراى عزّت است؛ و فتور و شكست و ثُلمهاى در او وارد نمىشود.
و اين أفرادى كه به آنها إذن داده شده كه بروند و بر أساس حفظ بيضه إسلام و حكومتى كه ولىّ فقيه آنرا تشكيل داده است با ظالمين بجنگند، آن كسانى هستند كه: إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ. اين آيه بعنوان تفسير و بيان آن أفراد آمده است؛ و آنها را به اين چهار صفت ياد مىكند كه: اگر ايشان در روى زمين متمكّن شوند و حكومت را در دست بگيرند، فقط به سراغ آبادانى و عمران ظاهرى كه جهت مشتركة همه ملل كفر و شرك و إسلام است نميروند؛ زيرا اين جهت، جهت مشتركه بوده و موجب مزيّت إسلام بر سائر أديان نيست. بلكه آنان معتقدند آنچه موجب مزيّت حكومت إسلام بر سائر أديان است، كه إسلام را إسلام مىكند، همين مسائل است كه: بايد ولىّ فقيه به إقامة صلوة، إيتاء زكوة، أمر بمعروف و نهى از منكر، در تمام مملكت إسلام با تمام گسترش و وسعتش اهتمام داشته باشد.