ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٤
و تهاجم قرار دادهاند (در مقابل ظلمى كه به آنها شده) إذن داده شده است كه آنها هم دست به شمشير برده، با مهاجمين كارزار كنند و از حقّ خود دفاع نمايند أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا، يعنى به سبب أنَّهُمْ صاروا مَظْلومينَ مَقْهورينَ؛ بايد دست به قبضة شمشير برده و از حقّ خويش دفاع نمايند؛ و بايستى در مقابل كسانى كه خوّان و كفورند و نسبت به إسلام بى اعتنا مىباشند، و به جنگ با مؤمنين برخاسته و آنان را مورد هتك و تجاوز قرار دادهاند، بايستند و با آنها مقابله به مثل نمايند. و نيز واجب و لازم است بر أساس تشكيل حكومت و استقرار ولايت، محورى براى خود تشكيل داده و بر آن أساس، حملات دفاعى و تهاجمى داشته باشند. و حقّاً هم خداوند بر يارى كردن اينان قدير و تواناست.
اينها گرچه أفرادى قليل و اندك هستند، به حدّى كه به اندك زمانى تمامى آنها به شمارش در مىآيند، وليكن چون بر حقّند و نيّت و إراده ايشان بر ثبات و واقعيّت تعلّق گرفته است، خداوند هم همان إراده و نيّت را رشد داده و تقويت مىكند و آنان را به پيروزى مىرساند؛ و او بر يارى كردن آنها تواناست.
پس اين عدّه به مقتضاى إذن پروردگار بايد بروند و از حقّ خود دفاع كنند. زيرا اينها أفرادى هستند كه دشمنان، آنانرا از خانه و آشيانه و شهر و ديار خود، و از مكّه بدون هيچ جرمى و بدون هيچ حقّى خارج كردند. تنها جرم آنها اين بود كه مىگفتند: رَبُّنَا اللَّهُ. و بمناسبت اينكه خود را از عبادت آلهه متعدّده، و از إطاعت أرباب دنيا و شرك به پروردگار، و از إطاعت بزرگان سركش و متمرّد بيرون آورده، و به إطاعت و عبوديّت حضرت پروردگار إقرار كردند، مورد ظلم و قهر دشمنان واقع شدند. و اين بزرگترين جرم آنها بود كه آنها را از خانه و كاشانه خود بيرون رانده و مجبور به هجرت در بيابانها كرده است تا اينكه آنان بنحو أقلّيّت به مدينه كوچ نمودند.