ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٢
إسلامى ممكن نيست مگر اينكه حاكم به اين جهات اهتمام داشته و در صدد إيجاد اين معنى در ميان امّت مسلم باشد
. آيه: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ ...
در سوره حجّ آمده است: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ. آيه ٤١، از سوره ٢٢: الحجّ
آن أفرادى كه لواداران حكومت إسلامند، و به آنها إجازه جنگ داده شده كه دفاع كنند و از حريم إسلام محافظت نمايند و حافظ بيضه إسلام باشند، كسانى هستند كه اگر ما آنها را در روى زمين متمكّن كنيم و قدرت ببخشيم، آنها اين چهار أمر را انجام مىدهند:
أوّل اينكه: إقامة نماز كنند. نه اينكه تنها خودشان نماز بخوانند؛ بلكه بايد نماز خواندن را در كشور إسلامى إقامه كنند. بايد مساجد را بنا كنند نه اينكه جلوى ساختن مساجد را بگيرند و بگويند: فقط مدرسه بسازيد!
ساختن مدرسه بجاى خود، ولى پايگاه أوّل مسجد است. و بايد تمام أفراد جمعيّت را در مساجد جمع كنند، و تمامى مساجد مملوّ از جمعيّت باشد. و بايد در هر محلّهاى مسجدهاى بزرگ ساخته شود و همه أفراد بايد در مسجد شركت كنند، و نمازهاى پنجگانه در مسجد إقامه شود. و لازم است شخص ولىّ فقيه در مسجد جامع براى تمام أفرادى كه در آنجا حضور پيدا مىكنند نماز جماعت بخواند. و اصولًا تشكيل ولايت فقيه بدون إقامة نماز جماعت براى شخص ولىّ فقيه معنى ندارد.
همة خلفائى كه بعد از پيغمبر آمدند، يكى از ضرورىترين برنامه آنها إقامة صلوات در مواقع خود بوده است. حتّى خلفاء جور، همينكه وقت نماز فرا مىرسيد، از ضرورىترين كارها دست بر مىداشتند و به مسجد جامع مىرفتند و نماز مىخواندند و بر مىگشتند.
پس اقامة نماز در محيط و جامعة إسلامى، و مردم را به نماز و آداب آن