ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٠
البتّه اين كلام مرحوم نائينى در كتاب «تنزيهُ الملّة» بر أساس استدلال بر صحّت و إتقان حكومت مشروطه بنا نهاده شده است؛ زيرا اين كتاب به منظور تصحيح قوانين مشروطيّت نوشته شده، و در آن سعى شده است كه قوانين آن را با أحكام إسلام تطبيق دهد. و أصل آن كتاب بر أساس حكومت جائرة حكّام جور است؛ بدين بيان: حال كه ما نمىتوانيم پادشاهى و سلطنت را براندازيم و ريشه حكّام جائر و ظالم را از ميان جامعة إسلامى برداريم، ناچار بايستى در مرحلة پائينتر به أقلّ ظلم اكتفا كنيم؛ و أقلّ ظلم به اينست كه پادشاهى كه فعلًا بر مردم مسلّط است و بى دريغ بر خون و مال و جان مردم دست مىيازد و امتيازات به خارجيها مىدهد، و هيچ موجودى در مقابل أمر و نهى او داراى أمر و نهى نيست، لا أقلّ بيائيم و با اين تفكيك قوا حكومت او را قدرى تحديد و محدود به حدّش كنيم؛ و او را از آن عنان گسيختگى بيرون بياوريم؛ و در اين صورت، هيچ راه چارهاى غير از اين نيست كه آن قواى ثلاثه را از هم جدا كنيم و مجلسى تشكيل دهيم تا مردم در آن جمع شوند و در امور خود با يكديگر مشورت كنند، و بر أساس رأى أكثريّت حكم صادر كنند.
قوّة مجريه و قضائيّه هم بايد از يكديگر جدا باشند. و چون هر كدام از اين قوا، استقلال داشته و از قواى ديگر جدا هستند و در تحت حكومت همان