ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٦
و متأثّر نشود و بر نگردد؟! يا از اين گذشته، أصلًا إنسان آن شب خوابش نمىبرد، از عشق اينكه در آن لحظة معيّن درب را به روى آن شخص بگشايد!
اينجا ديگر چون و چرا ندارد؛ و به همان دليل كه إنسان تمام شب را نمىخوابد و أوّل أذان آماده است كه درب را به روى آن شخصى كه مىآيد باز كند، به همان دليل بايد برخيزد و نماز شب بخواند.
از اينجا معلوم ميشود كه در آنجا بهانه آورده و روى نفس خود سرپوش گذاشته، و تجاهل مينمايد كه خدايا من توفيق ندارم. مثل اينكه واقعاً إنسان خيال مىكند كه ملئكة مقرّب (مانند جبرائيل و إسرافيل) بايد از بالاى آسمان بيايند و زير بازوى إنسان را بگيرند و بلند كنند؛ در حالى كه اينطور نيست. خدا به إنسان يك أمر مىكند، اگر إنسان به دنبال اين أمر رفت، ميشود توفيق؛ و اگر نرفت خودش اين بدبختيها را به سر خود در آورده است.
و أهل خبره هم كه أهل حلّ و عقدند، تمام مردم از ته دلشان، از درون و ضمير خودشان، از معارف قلوبشان، از علم وجدانى خودشان راه براى تشخيص آنها دارند. اگر به آنها مراجعه كنند به واقع مىرسند؛ و اگر بر روى علم وجدانى خويش سرپوش گذاشتند و بر أساس آراء و أفكار عامّه رفتار كردند، و بر طبق آن علم ظنّى و وجدانى و قلبى خود عمل نكردند، و روى هوى و هوس و بدنبال گفتارهاى مردم (كه مثلًا زيد از عَمرو بهتر است) رفتند، در اين صورت حقّ در پس پردة استتار قرار گرفته، و در اين وهله جدا كردن بين حقّ و باطل بواسطه امور تصنّعيّه أبداً إمكان نخواهد داشت.
أمّا اگر با همان بينش دل و تشخيص وجدان و معارف قلوب به دنبال حقّ رفتند، آن أهل حلّ و عقدى كه حقيقةً در مقام ثبوت سزاوار براى اين مقام هستند به آنها معرّفى خواهند شد. و اگر به سراغ آنها نرفتند، أفراد ديگرى خود را جا مىزنند.
كما اينكه در طول بيش از هزار سال، هزاران نفر خود را بنام إمام و بعنوان