ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٥
آن نياز به فورمولبندى خاصّى نظير جذر أصمّ، و يا معادله جبرى رياضى درجه سوّم باشيم!
مردم در مشكلات خود به أفرادى مراجعه مىكنند كه فنّشان بهتر، علمشان بيشتر، بصيرتشان در علم دين زيادتر، دقّتشان در مطالب عميق تر، و فكر آنها پاكتر و صادقتر باشد. همين فكر و طهارت باطنى و علم آنها أماره است براى ولايت فقيه؛ كه بايد به چنين أفرادى مراجعه نموده، و نظر آنها را در مورد حكومت إسلامى (كه بقيّة فقهاء بايد در تحت حكومت او باشند) جويا شده، و با مصلحت انديشى آنان، با هر كسى كه آنها انتخاب نمودند بيعت بنمايند.
علم وجدانى هر فرد، خود راهبر به سوى ولايت فقيه است
بنابراين، راه وصول به أهل خبره همان علم وجدانى مردم است كه حضرت صادق عليه السّلام در حديثى كه به روايت حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام بيان شد، مىفرمايند:
وَ اضْطَرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ ...
تمام أفراد، به علم وجدانى و معرفت قلبى خود مجبور و مضطرّند كه آن را قبول كنند.
ديگر در اينجا إنسان نمىتواند بگويد: حال كه من علم و اطّلاع ندارم، چه كنم و به چه كسى مراجعه كنم؟! مانند اينكه بعضى در مقام اعتذار مىگويند: ما موفّق به خواندن نماز شب نمىشويم؛ چه كنيم كه توفيق بجا آوردن آنرا پيدا كنيم؟ اين عذرها بى مورد است. عزيز من اگر مقصد دارى، از خواب برخيز و وضو بگير و نماز شب بخوان؛ و إلّا تمام اينها بهانه است!
اگر كسى به شما بگويد: أوّل أذان صبح يك نفر درِ خانه شما مىآيد و مقصد و نظر شما را (مثلًا از نقطة نظر مادّى) تأمين مىكند؛ يا فلان كتابى را كه نفيس و ناياب است و شما ساليان درازى است كه به دنبال آن مىگرديد به شما ميدهد؛ يا انگشترى گرانبها به شما مىدهد كه به اندازه خراج يك شهر قيمت دارد؛ يا اينكه قرضهاى شما را مىدهد و أمثال اينها؛ آيا در تمام طول شب خواب به چشم شما راه پيدا مىكند؟! يا اينكه مىگوئيد: كيست كه مرا بيدار كند و در پشت در حاضر كند تا اينكه آن شخصى كه مىآيد پشت در منتظر نماند