ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٠
أخبرَه، نه آنكه اين عبارت كلام شيخ باشد.
و علاوه، آن روايتى كه مرحوم شيخ طوسى در «أمالى» نقل كرده است يك روايت بيشتر نيست، و جملات آن روايت هم در «أمالى» بيشتر است از روايتى كه در «مصباح الشّريعة» است؛ و ما نمىتوانيم بگوئيم اين را از آن گرفته است. اگر عبارات «أمالى» مختصر و عبارات «مصباح» مفصّل بود، مىتوانستيم بگوئيم اين را از آن گرفته و آنرا مختصر كرده است، ولى قضيّه بعكس است؛ روايتى كه در «أمالى» شيخ آمده است مفصّل، و آنكه در «مصباح الشّريعة» آمده است مختصر مىباشد. چطور مىگوئيد: اين را از آن گرفته است؟!
خلاصه كلام، بر مرحوم مجلسى حمله مىكند و مىگويد: أدلّة شما تمام نيست؛ و اينكه گفتيد: عباراتش از صوفيّه است، كجا از صوفيّه است؟! عباراتى كه صوفيّه دارند عبارتست از: عشق، خمر، سُكر، صَحْو، مَحْو، فناء، وصل، شيخ، طَرَب، سَماع، جذبه، إنّيَّت، مشاهده، و أمثال اينها؛ و در «مصباح الشّريعة» أصلًا يك كلمه از اينها نيست.
أمّا اينكه مىگوئيد: عباراتش مشابه با عبارات أئمّه عليهم السّلام نيست، اين چه نسبتى است كه شما مىدهيد؟! اگر كسى مناجات إنجيليّة كبرى يا إنجيليّة وسطى را ببيند، يا آخر دعاى كميل- آنجائى كه أمير المؤمنين عليه السّلام مىگويد:
حَتَّى تَكونَ أَعْمَالِى وَ أَوْرَادِى كُلُّهَا وِرْدًا وَاحِدًا وَ حَالِى فِى خِدْمَتِكَ سَرْمَدًا ... وَ قَلْبِى بِحُبِّكَ مُتَيَّما
را ملاحظه نمايد، خواهد گفت: آيا از اين بالاتر هم ميشود؟! مىگويد: خدايا، مرا ديوانة خودت كن! كه نه ذكر بفهم نه وِرد، نه زن بفهمم نه بچّه، نه زندگى نه معاش؛ همهاش وِرد واحد شود، و فناء و مندكّ در تو بشود، و مَن مُتَيَّم در تو بشوم، نه تنها عاشق و محبّ، بلكه ديوانة تو بشوم! ديوانه!
يا مناجات خمسه عشر كه در «صحيفة ثانيه» از أدعيّة سجّاديّه آورده شده است؛ همهاش مضامينى است عالى:
وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِى وَ حِوَارُكَ طَلَبِى وَ ... يَا