ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٨٨
را بايد أفرادى بفهمند كه خودشان أهل فنّ باشند و تشخيص بدهند و بتوانند در موارد خاصّ، بين فرد مهمّ و أهمّ، عالم و أعلم، و تقىّ و أتقى فرق بگذارند.
البتّه اين يك مسألة ارتكازى، عرفى، طبيعى و تجربى است كه مردم در مراجعات خود به أفراد متخصّص- در هر موضوعى از موضوعات- چنانچه در تعيين أفراد ترديد و تشكيك نمودند، خود به خود يكى را انتخاب نمىكنند، بلكه به أهل خبره مراجعه مىنمايند تا آنان نظر دهند كه در اين فنّ، كدام فرد متخصّص تر، بصيرتر و واردتر است.
اگر بخواهند عمل جرّاحى انجام دهند (و در اين جهت، أطبّاء متعدّدى وجود داشته باشند) خود به خود نمىروند طبيبى را انتخاب كنند؛ بلكه با مراجعه به أطبّاء ديگر، از وضع او كاملًا مطّلع مىشوند؛ و آنها كه أهل خبره هستند و در فنّ طبابت حاذقند، يكى را بر ديگران مقدّم مىدارند.
اگر إنسان انتخاب متخصّصتر را به دست عامّه مردم بسپارد، از جهت اينكه عامّه مردم در اين موضوع خبرويّتى ندارند، حكم آنها باطل است و رأى أكثريّت در اينجا به كلّى از درجه اعتبار ساقط مىباشد. چون أكثريّت مردم بر أساس همان منويّات و آراء و أفكار و مقاصد روزمرّه خود حركت مىكنند و دنبال مطلبى مىروند.
أفكار عامّه مردم در سطح پائين و نازلى است. عامّه مردم نمىتوانند آن خصوصيّاتى را كه براى فرد متخصّص لازم است إدراك نمايند.
در اين مسأله، آياتى از قرآن كريم وارد است:
در سوره زُمَر مىفرمايد: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ. ذيل آيه ٩، از سوره ٣٩: الزّمر
أفرادى كه مىدانند، با أفرادى كه نمىدانند مساوى نيستند؛ و اين مطلب را صاحبان خرد إدراك مىكنند؛ كه در اين امور نبايد اختيار را به دستِ