ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٧
مرض در قلب شنونده بنمايد و او را به طمع بيندازد، كه نگاه و نيّت سوء درباره اين زن كند، نسبت به او إشكال دارد؛ وليكن نسبت به زنهاى ديگر إشكال ندارد!
يعنى بگوئيم: خداوند خواسته است فقط زنهاى پيغمبر را حفظ كند، أمّا اگر سائر زنهاى امّت دستخوش هر هوى و هوسى بشوند إشكال ندارد!
آيا كسى مىتواند بگويد: فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ[١] اختصاص به زنان پيامبر دارد؟!
از اين گذشته زنهاى پيغمبر ضعيفتر از سائر زنها در عقل و درايت نبودند تا آنكه حكمِ قرار و استقرار در بيت و عدم خروج، اختصاص به آنها داشته باشد. و سائر زنها أقوى از آنها نيستند تا اينكه حكم عدم قرار و تصدّى و ولايت و خروج، مختصّ به آنها باشد.
از همه اينها گذشته ما مىبينيم قرار در بيوت و نشستن در خانه و خانه دارى كردن، اختصاص به زنهاى پيغمبر ندارد. ممنوعيّت در موارد عديدهاى مثل: جهاد، جمعه، جماعات، حضور عند القبر مع الجنازه و غير اينها، هم شامل زنهاى پيغمبر شده است و هم شامل سائر زنها، و اختصاص به زنان پيغمبر نداشته است.
و ما مىبينيم در زمان خود پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم، و در زمان خلفاء، حتّى يك مورد پيدا نشد كه زنها را أمر به خروج، و يا متصدّى حكومت و رياست كرده باشند.
اعتراض عامّه مسلمين به عائشه در خروج، به ادّعاى طلب صلاح
حتّى در يك مورد كه هم عائشه عليه أمير المؤمنين عليه السّلام خروج كرد، مورد مذمّت و نكوهش أفراد بسيارى حتّى در زمانهاى بعد قرار گرفت؛ البتّه نه فقط بجهت جنگ با علىّ عليه السّلام، بلكه از اين جهت كه تو زن هستى و وظيفهات خروج از بيت نبوده است؛ چرا از خانه بيرون آمدى!؟
[١] - قسمتى از آيه ٣٢، از سوره ٣٣: الاحزاب