ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٩
باشد.»
مثلًا زن إنسان أمر ميكند به نماز يا حجّ واجب يا أمثال اينها؛ آيا إنسان ميتواند بگويد: من اين كار معروف را انجام نمىدهم، چون اين زن أمر كرده است! در ترك معروف ترك واجب است، ترك سنّت صالحه است. بَلْ يُريدُ أنْ لا يَكونَ الْمَعْروفُ صادِرًا عَنْ مُجَرَّدِ طاعَتِهِنَّ. فَإذا فَعَلْتَ مَعْروفًا فَافْعَلْهُ لِانَّهُ مَعْروفٌ؛ وَ لا تَفْعَلْهُ امْتِثالًا لِامْرِ الْمَرْأةِ.
دوّم
«بلكه حضرت مىفرمايد: آن معروف و كار شايستهاى را كه شما بجاى مىآوريد، نبايد بر أساس مجرّد إطاعت از آنها صادر شود. پس اگر كار معروفى را انجام داديد، آنرا بجهت معروف بودن بجاى آوريد، نه بجهت امتثال أمر مرأة.»
يعنى أمر مرأة در اينجا ساقط است به تمام معنى. و كار معروف هم بجاى آورده ميشود براى اينكه معروف، معروف است؛ و هر معروفى را إنسان بايد بجاى آورد و هر منكرى را بايد ترك كند.
بعد ميگويد: وَ لَقَدْ قالَ الإمامُ قَوْلًا صَدَّقَتْهُ التَّجارِبُ فى الاحْقابِ الْمُتَطاوِلَة.
«إمام عليه السّلام يك جمله و گفتارى فرمود كه در أحقاب متطاوله، در قرنها و نسلهاى طولانى، تجارِب مختلف (به كسر راء؛ تجارُب غلط است، زيرا صيغه جمع كه از چهار حرف بيشتر باشد بر وزن تفاعُل نيست، و چهار صيغه در اين باب آمده كه همه آنها بر وزن تفاعِل است؛ مثل تجارِب) اين قول إمام را براى ما تصديق و گواهى كرده و شهادت بر صحّت آن داده است (كه هر مردى از زن إطاعت كرده، بالاخره بيچاره شده است، و هر جامعهاى كه از زن إطاعت كردهاند به تباهى و نابودى كشيده شدهاند».) وَ لا اسْتِثْنآءَ مِمّا قالَ إلّا بَعْضًا مِنْهُنَّ وُهِبْنَ فِطْرَةً تَفوقُ فى سُمُوِّها ما اسْتَوَتْ بِهِ الفِطَنُ أوْ تَقارَبَتْ؛ أوْ أخَذَ سُلْطانٌ مِنَ التَّرْبيَةِ طِباعَهُنَّ عَلَى خِلافِ