ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٨
در اين آيه به دو أمر تعليل شده است، كه يكى موهبتى است از خداوند تبارك و تعالى و ديگرى اكتسابى است.
أمّا موهبتى آن اينست كه: خداوند مردان را بر زنان در جهات كثيرهاى از كمال عقل و حسن تدبير و زيادى قوّه در أعمال و طاعات فضيلت داده؛ و بدين جهت نبوّت و إمامت و ولايت هم اختصاص به مردان داشته، و إقامة شعائر دينى و جهاد و قبول شهادت در هر أمرى مختصّ به مردان است؛ و زيادى نصيب در إرث و غير ذلك از آنِ مردان مىباشد. اين از جهت موهبتى.
أمّا جهت اكتسابى اينست كه: مردها بر زنها از أموال خود إنفاق مىكنند و نفقات آنها را مىدهند و مهريّه به آنها مىپردازند؛ با اينكه فائدة نكاح أمرى مشترك بين هر دو است. و «باء» در قوله: بِما فَضَّلَ اللَّهُ و در قوله: بِما أَنْفَقُوا، براى سببيّت است و «ما» مصدريّه است. أىْ بِسَبَبِ تَفْضيلِ اللَهِ وَ بِسَبَبِ إنْفاقِهِم. بنابراين در اين آيه، حكم مُعلَّل به علّت است.
چرا خداوند رجال را قيّوم و قيّام زن قرار داده است؟ به جهت اين دو علّت موهبتى و كسبى، كه در مردان هست و در زنان نيست.
ابن أثير در «نهايه» آورده است كه: در دعا وارد است:
لَكَ الْحَمْدُ أَنْتَ قَيَّامُ السَّمَاوَاتِ وَ الارْضِ
؛ و در روايتى:
أَنْتَ قَيِّمُ السَّمَاوَاتِ وَ الارْض
؛ و در روايت ديگرى است:
أَنْتَ قَيُّومُ السَّمَاوَاتِ وَ الارْض
. تمام اينها از أبنية صيغه مبالغه است و خطاب به خداوند تبارك و تعالى است؛ و معنيش اينست كه: پروردگارا توئى تنها قائم به امور خلق و مدبّر عالم در جميع أحوال.
أصل اين مادّه، واوى است نه يائى: قَيْوام و قَيْوِم و قَيْوُوم بر وزن: فَيْعال و فَيْعِل و فَيْعول آمده؛ و معنيش اينست كه: بستگى و قوام (مَا بِهِ الْقيام) در امور آسمان و زمين اختصاص به پروردگار دارد.
ابن أثير مطلب را مىرساند به اينجا كه مىگويد: وَ مِنْهُ الْحَديثُ:
مَا أَفْلَحَ