ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣٤
مىشود.
ابن أثير «تَعرُّبُ بعدَ الْهِجْرَة» را اينچنين معنى ميكند
: هُوَ أنْ يَعودَ إلَى الْباديَةِ وَ يُقيمَ مَعَ الاعْرابِ بَعْدَ أنْ كانَ مُهاجِرًا. وَ كانَ مَنْ رَجَعَ بَعْدَ الْهِجْرَةِ إلَى مَوْضِعِهِ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ، يَعُدّونَهُ كَالْمُرْتَدّ.
«تعرّبِ بعدَ الهجرة اين است كه: إنسان بعد از اينكه از بيابان به شهر هجرت نموده و در بلاد إسلام و بيضه إسلام زندگى كرده است، دو مرتبه به همان باديه مراجعت نموده و با همان أعراب زندگى نمايد. و هر كسى را كه بعد از هجرت بدون عذر، بسوى موضع أوّل خود بر ميگشت به منزلة شخص مرتدّ ميدانستند.»
يَعُدّونَهُ كَالْمُرْتَدّ، يعنى همانگونه كه اگر كسى إسلام بياورد، و بعد از إسلام برگردد مرتدّ است، همينطور هم كسى كه مهاجرت كند و بعد از هجرت بسوى همان موطن اوّليّه خودش باز گردد مرتدّ محسوب مىشود
. وَ مِنْهُ حَديثُ ابْنِ الاكْوَع. ايشان ميگويد: حديث ابن أكوع از همين قبيل است؛ كه چون عثمان كشته شد، ابن أكوع از مدينه حركت كرد و به ربذه رفت و در آنجا زندگى ميكرد تا اينكه روزى بر حَجّاج بن يوسف ثقفى در أيّام امارتش وارد شد؛ حجّاج به او گفت: يا بْنَ الاكْوَعِ! ارْتَدَدْتَ عَلَى عَقِبَيْكَ وَ تَعَرَّبْتَ!
«اى ابن أكوع تو مرتدّ شدى! ارْتَدَدْتَ عَلَى عَقِبَيْكَ؛ تو روى پاشنه پاى خود به قهقرا برگشتى و مرتدّ شدى و تعرّب اختيار كردى
»! وَ مِنْهُ حَديثُهُ الآخَرُ، تَمَثَّلَ فى خُطْبَتِهِ: «مُهاجِرٌ لَيْسَ بِأَعْرابىٍّ». جَعَلَ الْمُهاجِرَ ضِدَّ الاعْرابىِّ.
و از اين قبيل است تمثّل حجّاج در خطبه خود كه ميگويد: «مُهاجِرٌ لَيْسَ بِأَعْرابىٍّ». چون در اين حديث، مهاجر را در مقابل أعرابىّ شمرده است.» پس هر كس كه مهاجر نيست، حتماً عنوان أعرابىّ بر او صادق ميباشد. وَ الاعْرابُ ساكِنوا الْباديَةِ مِنَ الْعَرَبِ الَّذينَ لا يُقيمونَ فى الامْصارِ؛