ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣٣
مُهاجِرٍ وَ أنْصارىٍّ، وَ الانْصارىُّ وَلىُّ كُلِّ أنْصارىٍّ وَ مُهاجِرٍ. كُلُّ ذَلِكَ بِدَليلِ إطْلاقِ الْوِلايَةِ فى الْآية.
ايشان ميفرمايد: اينكه ما ميگوئيم: معنى ولايت در تمامى اين موارد جارى و سارى است بدينجهت است كه آيه إطلاق دارد. فَلا شاهِدَ عَلَى صَرْفِ الْآيةِ إلَى وَلايَةِ الإرْثِ بِالْمُؤَاخاةِ الَّتى كانَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ (وَ سَلَّمَ) جَعَلَها فى بَدْءِ الْهِجْرَةِ بَيْنَ الْمُهاجِرينَ وَ الانْصارِ، وَ كانوا يَتَوارَثونَ بِها زَمانًا حَتَّى نُسِخَت.[١]
«بنابراين، گفتار بعضى، كه در اينجا ولايت حتماً به معنى توارث است، به دليل آنكه پيغمبر در فتح مكّه در بدءِ هجرت بين مهاجر و أنصار مؤاخات و برادرى قرار دادند و بر همان أساس آنها از يكديگر إرث ميبردند و بعد منسوخ شد، تمام نيست. زيرا كلام آنان نميتواند آيه را در خصوص معنى توارث مقيّد و منحصر كند؛ بلكه آيه إطلاق دارد. و مورد توارث يكى از مصاديق انطباق عموم آيه بر آن است».
حرمت تعرّب بعد از هجرت
ابن أثير جزرىّ در «نهاية» آورده است: وَ فيهِ «ثَلَاثٌ مِنَ الْكَبَآئِرِ؛ مِنْهَا: التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ» ...
در روايتى از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آمده است كه: سه چيز است كه از گناهان كبيره است؛ يكى از آنها تَعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ است. يعنى بعد از اينكه مسلمانى به دار الإسلام هجرت كرد، نمىتواند دوباره به محيط شرك و كفر كه در آنجا زندگى مىكرده است، يا هر جا كه أعرابيّت و بدويّت بر آن صادق باشد، برگردد؛ بلكه واجب است براى هميشه در دار الإسلام باقى بماند.
هجرت بر دو گونه است: هجرت به دار الإسلام و هجرت از باديه و بيابان به شهر براى تعلّم أحكام
تَعَرُّبُ بعدَ الْهِجْرَة، يعنى قبول نمودن آداب و سنن أعرابيّت بعد از هجرت؛ و همچنين حركت كردن و برگشتن بسوى أعراب و باديه نشينان بعد از زندگى در بلاد إسلام، كه جائز نبوده بلكه حرام است و از كبائر محسوب
[١] -« الميزان فى تفسير القرءَان» ج ٩، ص ١٤٤ و ١٤٥