ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٩
إمارت بدانها مىرسيد و بايد مردم بدانند شأن مالكين رقابشان از اين به بعد چه مىباشد؟ و اين كلمات با وجود اختصار آن، براى تاريخ فوائد بسيارى را در بر دارد. و من گمان ندارم كه در تاريخ اين مواقف از عبّاس ذكر شده باشد![١]
بعضى ولايت در آيه را بمعنى تناصر و تعاون و موالات در دين، و بعضى نفوذ در أمان دانستهاند
صاحب «مجمع البيان» مطلب را إدامه داده، ميفرمايد
: وَ قيلَ: فى التَّناصُرِ وَ التَّعاوُنِ وَ الْمُوالاةِ فى الدّينِ؛ عَنِ الاصَمّ.
«أصَمّ گفته است: مقصود از ولايت در اينجا تناصر و تعاون و موالات در دين است.» يعنى اينكه مؤمنين همديگر را دوست داشته باشند و در كارها به يكديگر كمك كنند. با هم تناصر كنند؛ يعنى اين به او كمك كند، و او به اين كمك نمايد؛ اين يار او باشد، و او معاون كار اين باشد؛ پس مقصود از ولايت، تعاون و تناصر است
. وَ قيلَ: فى نُفوذِ أمانِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعضٍ.
«بعضى گفتهاند: ولايت در اينجا به معنى نفوذ در أمان است.» أمان به چه معنى است؟! يكى از أحكام إسلام اين است كه اگر يكى از أفراد مسلمان (چه زن باشد، چه مرد) يك شخص كافر را أمان دهد، بر تمام أفراد مسلمان واجب است كه أمان او را محترم بشمارند؛ و حقّ تعرّض به آن كافر را ندارند.
پس اينكه مقصود از ولايت در اين آيه، نفوذ أمان بعضى بر بعضى است، بدين معنى است كه: آن كسانيكه إيمان آوردهاند و مهاجرت كردهاند، اين حقّ را دارند كه اگر به كسى أمان بدهند، بايد بقيّة مسلمين و مؤمنين أمان آنها را محترم بشمارند. فَإنَّ واحِدًا مِنَ الْمُسْلمِينَ لَوْ ءَامَنَ إنْسانًا نَفَذَ أمانُهُ عَلَى سآئِرِ الْمُسْلمِين.
أمّا در صورتيكه أمان دهنده إيمان آورده ولى هجرت نكرده است نفوذ أمان ندارد. بنابراين اگر كافرى را هم پناه بدهد، پناه او اعتبارى ندارد و مسلمانان مىتوانند به آن كافر تسلّط و غلبه پيدا كنند و شرائط أمانى را ناديده
[١] -« الإمام الصّادق» ج ٢، ص ٨