ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١١٠
توأم با نور است و كفر توأم با ظلمت؛ و هميشه نور بر ظلمت غالب است. و نيز إيمان حقّ است و كفر باطل؛ و پيوسته حقّ بر باطل پيروز است.
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ.[١]
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً.[٢]
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ.[٣]
باطل يعنى چيزى كه داراى أصالت و استقلال نيست و أساس و پايهاى ندارد؛ و در مقابل آن حقّ است؛ و مؤمن هميشه متحقّق به حقّ ميباشد. كافر يعنى كسى كه روى إيمان را مىپوشاند و با تَمْويه و خدعه حقّ را در استتار قرار ميدهد. تمويه و خدعه حقّ نيست؛ بلكه باطل را به صورت حقّ و حقّ را بصورت باطل جلوه دادن است؛ نه اينكه باطل را حقّ، و حقّ را تبديل به باطل نمودن. بنابراين، هيچوقت كافر نمىتواند تكويناً سبيلى بر مؤمن پيدا كند.
و أمّا در عالم تشريع هم مطلب همينطور است؛ زيرا خداوند هيچ حكمى را كه در آن حكم، براى كافرين نسبت به مؤمنين عنوان تسلّط و قدرت و مزيّت و برترى و آمريّت و نفوذ و هيمنه و استيلاء باشد جعل نكرده است؛ بلكه در هر كجا كه شائبه نفوذ كافر بر مؤمن وجود دارد جلوگيرى كرده و راه آنرا بسته و مسدود نموده است. و عجيب اينست كه: سبيل را بصورت نكرة در سياق نفى «سَبِيلًا» فرموده است كه إفادة عموم مىكند: «أبداً خداوند هيچ
[١] - قسمتى از آيه ١٧، از سوره ١٣: الرّعد
[٢] - ذيل آيه ٨١، از سوره ١٧: الإسرآء؛ و تمام آيه اينست:\i وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً\E.
[٣] - آيه ١٨، از سوره ٢١: الانبيآء