ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠١
- بدون استثناء- و آن كسانى كه از أهل حلّ و عقد و در دسترس هستند در مسجد حاضر شوند و در ملا عامّ با من بيعت كنند. و به اندازهاى أمير المؤمنين عليه السّلام بر اين أمر إصرار داشتند كه با وجود آنكه بعضى از أصحاب درباره رفتن آنحضرت به مسجد مخالفت مىكردند- زيرا پيش بينى مىنمودند كه آنحضرت در أثر كثرت ازدحام مردم آسيبى ببينند- أمّا حضرت بر مخالفت آنان وَقْعى ننهاده، بر سخن خود تأكيد و پافشارى داشتند و گفتند: بيعت حتماً بايد در حضور جمعيّت انجام شود.
البتّه حضرت در مرحلة أوّل أصلًا قبول نمىكردند و زير بار نمىرفتند؛ و سخنشان اين بود كه: اگر من حكومت را بپذيرم، بر أساس نظر خود عمل مىكنم نه بر سنّت سابقين و خلفائى كه آمدند و هر كدام از آنها اعوجاج و انحرافى در شريعت إيجاد نمودند؛ و مردم با آن اعوجاجها خو گرفتهاند؛ و من اكنون اگر بخواهم بر أساس كتاب خدا و سنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم با مردم رفتار كنم، غوغا و سر و صدا بلند شده، و فسادها در خارج پيدا خواهد شد. در اين صورت اگر من بخواهم حكومت را در دست بگيرم، بهيچ وجه از آن ميزان و صراط تخطّى نمىكنم!
بنابراين، وظيفه حاكم اينست كه بر أساس كتاب خدا و سنّت رفتار كند، و به عتاب حاكمى توجّه نكند، و به توهين كسى گوش فرا ندهد، و ملاحظه جوانب و أطراف را ننمايد، و مصلحت انديشىهاى موقّتىِ فعلى را در مقابل كتاب و سنّت در نظر نگيرد؛ زيرا كه حقّ بايد به منصّه ظهور و بروز برسد.
در ولايت ولىِّ والى عالم، اگر در گوشهاى از عالم ظلمى شود، و به يك نفر زن يا مرد يا بيوه يا يتيمى كه در تحت ولايت اوست ستمى جارى گردد، تمام آن ظلم و ستم بر عهده او نوشته مىشود. لذا معنى ولايت معنى بسيار مهمّى است.
إنسان نمىتواند توجيهات و مصلحت انديشيها و پيشنهادات أفراد را به