ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠
قرآن و حديث راه به مراد و مقصد إلهى چيست؟! و مراد خداوند عزَّ شَأنُه را از هر آيهاى از آيات قرآن دانستهاى؟! گفت: نه! فرمود: پس تو هر گاه ناسخ را از منسوخ تميز نكرده باشى، و بر مراد إلهى از از هر آيه از آيات قرآن راه نبرده باشى، و با اين همه جهل و نادانى حكم كنى در ميان مردم و فتوى دهى، خود جهنّمى هستى و هم كسى كه بفتواى تو عمل كند!»
وَ الْمُفْتِى يَحْتَاجُ إلَى مَعْرِفَةِ مَعَانِى الْقُرءَانِ، و حَقَآئِقِ السُّنَنِ وَ بَوَاطِنِ الإشَارَاتِ وَ الآدَابِ وَ الإخْتِلَافِ، وَ الاطّلَاعِ عَلَى اصُولِ مَا أَجْمَعُوا عَلَيْهِ وَ مَا اخْتَلَفُوا فِيهِ، ثُمَّ إلَى حُسْنِ الاختِيَارِ، ثُمَّ الْعَمَلِ الصَّالِحِ، ثُمَّ الْحِكْمَةِ، ثُمَّ التَّقْوَى، ثُمَّ حِينَئِذٍ إنْ قَدَرَ.
«مى فرمايد: مُفتى لابدّ و ناچار است از شناختن چند چيز تا بتواند فتوى دهد
: يكى: شناختن معانى قرآن؛ خصوصاً شناختن معانى آياتى كه أحكام شرع از آنها مستنبط است
. دوّم: حقائق سُنَن؛ يعنى علم داشتن به أحاديث پيغمبر و أئمّه عليهم السّلام و راه بردن به ظواهر و بواطن إشارات و تأويلات، و صحّت و فساد سندهاى أحاديث و رُوات و آداب آن
. سوّم: فرق كردن مسائل إجتماعيّه از مسائل خلافيّه، و اطّلاع يافتن بر اصول إجتماعيّات و اختلافيّات
. چهارم: ترجيح دادن و قادر بودن بر آن
. پنجم: عدالت؛ يعنى ملكه راسخه داشتن بر إتيان أوامر و اجتناب از منهيّات، و عدم إصرار بر صغائر
. ششم: حكمت؛ يعنى ملازمت مروّت و حميّت، و در كارها ميانه رو بودن و از إفراط و تفريط احتراز نمودن
. هفتم: تقوى و پرهيزكارى داشتن، و از محرّمات و شبهات اجتناب