راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٥٠
«مايكل بلومنتال» اعلام كرد: «خريدهاى ايران از آمريكا از چهل ميليارد دلار تجاوز كرده است».
پروانه: رابرات گراهام مىگويد: با حجم عظيم كالاهاى وارد شده، گاهى كشتىها تا شش ماه در بندر دموراژ مىگرفتند كه قيمت دموراژ از قيمت خود كالا بيشتر مىشد، گاهى ناچار مىشدند همان كالاها را به صاحبان كشتىها داده و مبالغى جهت تخليه در دريا نيز بدهند؛ كالاهايى كه قبلًا در ايران كاملًا توليد مىشد. و اين اتفاقاً در مورد كالاهايى بود كه به خاطر افزايش قيمت جهانى براى كالاهايى كه در ايران توليد مىشد نظير گوشت، شكر، گندم، سيمان، آهن، كره و لبنيات، سوبسيد كلان داده مىشد؛ در كنار اين سوبسيد عظيم، مراكز كشاورزى از هم پاشيد. مزارع لميزرع باقى ماند، قنوات خشكيد و گلههاى گوسفند، راهى قصابخانهها شدند.
آندره: اينجايش ديگر به دكتر پروانه مربوط بود، ولى شما گفتيد روحانى زاهد هفتاد و شش ساله، ولى او مثل سياستمداران ترقىخواه در طلب توسعه است. يعنى همه مفاهيم توسعه را به خوبى درك كرده و نسبت به اجراى آنها واكنش نشان مىدهد. من قبلًا مصاحبههايى را از ايشان ديدم. ديدگاههايشان در مورد واردات اسلحه، تجارت خارجى، اقتصاد داخلى و صنايع حكومت پهلوى كاملًا واقعبينانه بود، من تعارضى بين پارسايى و در طلب توسعه بودن نديدم.
لوسين ژرژ: موسيو آندره عزيز! چون خبرنگارى، مىگويم. وقتى از او پرسيدم شما چرا در مقابل خواستهاى مطبوعات بينالمللى سكوت كردهايد، گفت: مطبوعات بينالمللى بيشتر به دبدبه و كبكبه ... طمطراق و تشريفات رسمى توجه دارند. تخت جمشيد، تاجگذارى شاه و ... يا در حد اعلا توجهشان معطوف به قيمت نفت است، نه به بدبختىهاى مردم ايران يا فشارى كه تحمل مىكنند. ظاهراً شاه