راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٣٠
فقط دفاعى است.» گروميگو پرسيد: «عليه چه كسى است؟ عراق، شيخنشينها يا عربستان كه هيچكدام به پاى شما نمىرسند.» اما آنچه اينجا وجود دارد، ادعاى پنجمين ارتش دنيا بودن است، حال با كدامين سازمان، ارتش ايران پنجمين ارتش دنيا بود؟ حداكثر نيروى زمينى ايران، شش لشكر بود. در عراق كه موقع حمله به ايران با دوازده لشكر حمله كرد و اواخر جنگ، پنجاه لشكر ورزيده با امكانات كامل داشت، كسى ژست پنجمين ارتش دنيا را نمىگرفت. اين پديده مثل قصه ساواك كه مثلًا سه ميليون خبرچين عضو دارد يا چند صدهزار عضو دارد، بيشتر شايعهاى براى ايجاد رعب و وحشت بوده و نه چيز ديگر.
عباسى: استاد! ماجراى منازعه با عراق را چطور مىبينيد؟
احمدى: صدام حسين و حسن البكر در عراق، بعد از روى كار آمدن بعثىها با سه گروه عمده يعنى كمونيستها، گروههاى مذهبى و علماى شيعه و كردها مشكل داشتند. بحران در مرزهاى عراق را اسرائيل، به خاطر عدم دخالت ارتش عراق در جنگ اعراب و اسرائيل سامان داد. همچنين تجديد اختلافات ايران و عراق را، عراق به خاطر مشكلات داخلىاش نمىخواست درگير شود. ضمن اينكه مىدانست ارتش ايران پايگاه نفوذ آمريكاست و شصت هزار مستشار نظامى آمريكا در اين ارتش حضور دارد. طبيعى است كه سياست بعثىها بود كه عراق از ابتدا وارد جنگ نشود والّا اصلًا قصه قدرت ارتش شاهنشاهى نبود.
من قضاوت را به عهده آقاى ارتشبد جم بگذارم، بهتر است كه مىگويد:
«ارتش ايران حداكثر در حدود شش لشكر بود، آخر با شش لشكر مگر مىشود پنجمين قدرت جهان شد؟ نيروى هوايى ايران قوى بود، بله درست است، ولى اينكه نيروى پنجم جهان شود، بايد زير بناى محكمى داشته باشد، بايد به يك ملت مبارز و متحدى اتكا داشته باشد، يك سيستم صنعتى داشته باشد كه بتواند تمام