راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ١٦٢
معمول بوده. كه تودهاىهاى بسيارى در اينباره در خاطرات خود حرف زدهاند. اما بعد از مدتى به علت بدنامى ساواك و روى كار آمدن دمكراتها در آمريكا و ترس شاه از بدنامى بيشتر و طمع بختيار به قدرت بيشتر، بختيار بركنار شد و به جاى وى سرلشكر حسن پاكروان گذاشته شد. البته پهلوىها در منابع خود خيلى اصرار دارند كه پاكروان را فيلسوف و اديب و غيره بنامند و چهره ملايمى از وى بسازند.
ولى واقعيت اين بود كه رژيم در اين دوره، چندان احساس خطر نمىكرده و برخوردها كمى معمولىتر بوده و مسائل در حد كتك و شلاق مرسوم بوده و آن عكسهاى كراواتى كه البته بسيارى از آنها شيك تهيه مىشدند كه خانوادهها خيلى غصهدار نشوند و يا مىخواستند خود را در برابر افكار عمومى شاداب و سرزنده و مقاوم نشان دهند، مربوط به همين دوره است. منتها در همين سالها يعنى از دهه ١٣٤٠ به بعد مربيان اسرائيلى به ساواك آورده شدند و بسيارى از بازجويان و مأموران ساواك به اسرائيل اعزام شدند و به نوعى اسرائيل، مديريت آموزش و تربيت نيروى انسانى در ساواك را هدايت مىكرد، كه پس از اين اوضاع تغيير كرد. خاصّه آنكه با ترور منصور و بعد ترور شاه و كشف حزب ملل اسلامى، سرلشكر پاكروان به دليل بىكفايتى كنار گذاشته شد و چهره خشن رژيم پهلوى، تيمسار نعمتالله نصيرى به قول كريستين دولانوآ در كتاب «ساواك؛ روح دوزخى شاه» به رياست ساواك منصوب شد.
عطايى: همان نصيرى كه سال ١٣٥٧ اعدام شد.
احمدى: بله.
عباسى: جايگاه ادارى ساواك چى بوده؟ سازمان بوده، وزارتخانه بوده، چى بوده؟
احمدى: ساواك كه مخفف حروف اول «سازمان امنيت و اطلاعات كشور»