راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٣٨
مىدانست. چون دانشجوى ادبيات فارسى بود. آشنايى ما كمى به طول انجاميد.
از دور يك موتورسيكلت با كلاه و كاسكت، با سرعت در حال عبور است كه در اثر پيچيدن ناگهانى موتورسيكلت به اتومبيلى برخورد مىكند. صداى برخورد موتور با اتومبيل، باعث توجه آندره و فرانسوا به حادثه مىشود؛ به علت وضعيت وخيم موتورى، آندره سريعاً بيمار را به بيمارستان مىرساند. مسئولان بيمارستان از او سپاسگزارى مىكنند. اما او در اين فكر است كه حرف مهم فرانسوا ناتمام ماند.
منزل آندره
آندره به آرشيو فيلمهاى سياسى تلويزيون مىرود و به دنبال گزارشهاى خبرى سال ١٩٨٧ است. او در اين فيلمها چند فيلم را مىيابد.
١- گزارش سفر شاه به آمريكا، ارديبهشت ١٣٥٦؛
٢- گزارش سفر كارتر به ايران؛
٣- انعكاس قتل مصطفى خمينى- در تلويزيون بىبىسى.
مهندس يزدانپناه و دكتر پروانه نيز به منزل آندره آمدهاند. آنها چند مجله قديمى آوردهاند. فرانسوا هم حضور دارد.
آندره: اميلى! سه اثر قابل توجه را برايت تهيه كردم واقعاً ديدنى است.
اميلى: متشكرم، خيلى! چه جور جبران كنم. اما اين دوستان ما مهندس يزدانپناه و دكتر پروانه، صحبت از يك گزارش لوسين ژرژ در لوموند ١٩٨٧ دارند كه ظاهراً اولين مصاحبه آيتالله خمينى است. آن هم در نجف اوايل سال ٥٧.
آندره: حالا بياييد اين فيلم را با هم ببينيم كه چى هست؟ پدر هم كه هست، برايش تداعى خاطره خواهد شد.
فرانسوا: متشكرم! بايد جالب باشد.
در اطاق تاريك، تصاوير پيروزى كارتر به نمايش گذاشته مىشود. گوينده