راز درخت سيب - توكلى، يعقوب - الصفحة ٢٤٣
بعد را ندارد. امينى مىگويد:
«در موقعى كه نخستوزير بودم، وقتى رفتيم به قم او مدرّس بود. نشسته بود و حياطى داشت و اين ترتيبات گفتند: آقا تب دارد. خوب قيافهاش همينطور بود، من براى اصلاحات ارضى به قم رفته بودم. براى اينكه رفته بودند آخوندها را ديده بودند كه كلك جور كنند ولى او يك كلمه صحبت نكرد ابداً. چيزى كه به من مىگفت فكر مىكردم كه آدم روشنفكرى است. به من مىگفت: آقاى نخستوزير! اين موضوع طلاق واقعاً مبتذل شده كه بروند دفتر اسناد رسمى طلاق بدهند. اين كار شاهد مىخواهد، دليل مىخواهد. گفتم: چشم! اصلاح مىكنيم و بلند شدم از آن اتاقش تا دم در يك باغچهاى بود. گفتم آقا! شما مىفرمائيد تب داريد. با اين ترتيبات، بدرقه سزاوار نيست. وقتى جريان را براى شاه تعريف كردم، گفت: او به شما توهين كرده! گفتم: چرا؟ گفت: براى اينكه تا دم در نيامده! گفتم: آقا! خواهش مىكنم تفتين نكنيد».
عطايى: استاد! مقوله ولايت فقيه و حكومت اسلامى تا حدودى ناگفته ماند.
احمدى: چرا؟ بحث ولايت فقيه از مباحث عمده در مذهب تشيع بوده است. در اغلب كتب فقهى شيعه هست. اما ابتكار امام تغيير آن از يك بحث فقهى درونمدرسهاى به بحثى اجتماعى و حكومتى بوده است. ضمن اينكه ايشان مقوله ولايت را كه مقولهاى كلامى و در حوزه علم كلام بوده به حوزه فقه آورده و اجتماعى كرد و مهمتر اينكه اين نظريه به عنوان مانيفست اجرايى نيروهاى مسلمان، براى تغيير حكومت درآمد.
علوى: واقعاً استاد! ايشان تئورى تغيير حكومت را پى مىگرفتند؟ چون هستند كسانى كه معتقد بوده و يا هستند كه امام از ابتدا درصدد برقرارى حكومت اسلامى نبود.
احمدى: حوادث و تصميمات مهم و تاريخى به آسانى و يك دفعه اتفاق